راهکارهای افزایش درآمد بخش ICU

سود سهام رضایت بیمار: یکپارچه‌سازی تجربه بیمار برای یک چرخه درآمد سالم‌تر

خلاصه اجرایی

این گزارش استدلال می‌کند که رضایت بیمار یک «معیار نرم» و جانبی نیست، بلکه یک محرک اصلی و قابل سنجش برای عملکرد چرخه درآمد و سلامت کلی مالی سازمان‌های بهداشتی و درمانی است. شکست سیستماتیک در یکپارچه‌سازی تجربه بیمار – به‌ویژه سفر مالی او – در استراتژی اصلی عملیاتی، بزرگترین فرصت بهره‌برداری نشده برای بهبود سودآوری و پایداری در نظام سلامت مدرن را نمایندگی می‌کند.

یافته‌های کلیدی این تحلیل نشان می‌دهد که تجربه مثبت بیمار ارتباط مستقیمی با حاشیه سود خالص بالاتر، افزایش درآمد از طریق وفاداری و ارجاعات، و بهبود نرخ‌های بازپرداخت تحت مدل‌های مراقبت مبتنی بر ارزش دارد. به‌طور خاص، تجربه مالی بیمار یک جزء حیاتی و در عین حال اغلب آسیب‌رسان از رضایت کلی اوست. یک سفر مالی منفی مستقیماً بدهی‌های سوخت‌شده را افزایش می‌دهد، پرداخت‌ها را به تأخیر می‌اندازد و اعتماد بیمار را از بین می‌برد. مانع ساختاری اصلی در این مسیر، سیلوهای سازمانی بین بخش‌های بالینی و مالی است که سفری تکه‌تکه برای بیمار ایجاد کرده و با ایجاد انگیزه‌های ناهماهنگ، هم به رضایت بیمار و هم به درآمد آسیب می‌رساند.

در نهایت، این گزارش یک چارچوب استراتژیک سه‌جانبه را برای رهبران حوزه سلامت ارائه می‌دهد:

  1. طراحی مجدد ریشه‌ای تجربه مالی بیمار بر محور شفافیت، انعطاف‌پذیری و همدلی.
  2. برچیدن سیلوهای سازمانی با اتخاذ یک ساختار فرآیند-محور که با سفر کامل بیمار هماهنگ باشد.
  3. بهره‌گیری از فناوری بیمار-محور به عنوان یک توانمندساز برای ارتباطات و کارایی فرآیند، و نه به عنوان یک راه‌حل مستقل.

رابطه همزیستی: سلامت بیمار و سلامت مالی

در حالی که مؤسسات بهداشتی و درمانی بی‌وقفه برای دستیابی به تعالی بالینی و ثبات مالی تلاش می‌کنند، اغلب این دو را به عنوان حوزه‌هایی مجزا در نظر می‌گیرند.۱ این گزارش نشان می‌دهد که این دو، دو روی یک سکه هستند. این تصور که تجربه بیمار صرفاً به «رفتار خوب کنار تخت بیمار» محدود می‌شود، یک ساده‌سازی خطرناک است؛ در واقع، این تجربه سنگ بنای مدیریت مؤثر چرخه درآمد (RCM) است.۳

این ارتباط نادیده گرفته شده در بستر تحول گسترده‌تر صنعت سلامت از مراقبت حجم-محور به مراقبت ارزش-محور، اهمیت بیشتری می‌یابد.۴ این تغییر پارادایم، نتایج گزارش‌شده توسط بیمار و امتیازات رضایت را به ورودی‌های مستقیم در فرمول درآمد تبدیل می‌کند و آن‌ها را از یک دارایی اعتباری به یک دارایی مالی ارتقا می‌دهد.۶ سازمان‌هایی که در تطبیق با این واقعیت جدید ناکام بمانند، با یک مدل مالی منسوخ‌شده فعالیت می‌کنند. در این محیط جدید، ارائه بهترین کمک‌های پزشکی به بیماران و نظارت کامل بر تولید درآمد، دیگر دو هدف موازی نیستند، بلکه اهدافی کاملاً در هم تنیده به شمار می‌روند که موفقیت در یکی، موفقیت در دیگری را تقویت می‌کند.

تجزیه ارکان: رضایت بیمار و چرخه درآمد

برای درک کامل استدلال اصلی این گزارش، ابتدا باید مفاهیم بنیادین رضایت بیمار و چرخه درآمد را به تفصیل تعریف کرده و ارتباط ذاتی آن‌ها را مشخص نمود.

فراتر از نتایج بالینی: ماهیت چندبعدی رضایت بیمار

رضایت بیمار صرفاً به معنای نبود شکایت یا یک نتیجه بالینی موفق نیست. این یک پدیده پیچیده و چندبعدی است ۱۰ که شکاف بین انتظارات بیمار و تجربه درک‌شده او را در کل زنجیره مراقبت منعکس می‌کند.۱۰ این مفهوم، قضاوتی است که افراد در یک زمان خاص انجام می‌دهند و بازتابی از تجربیات فردی آن‌هاست.

اجزای کلیدی رضایت بیمار عبارتند از:

  • خدمات بالینی: این بخش شامل کیفیت مراقبت‌های پزشکی، پایبندی به پروتکل‌های ایمنی و درمان مؤثر است.۱۰
  • خدمات پشتیبانی: این حوزه تمام تعاملات غیربالینی را در بر می‌گیرد، از اولین تماس برای تعیین وقت ملاقات تا پرداخت نهایی صورت‌حساب. عملکرد منشی‌ها، پرستاران و کارکنان اداری در این بخش نقشی حیاتی دارد.۱۰
  • ارتباطات: کیفیت ارتباطات از سوی ارائه‌دهندگان خدمات (پرستاران و پزشکان)، شامل وضوح اطلاعات، همدلی و پاسخگویی، یک عامل تعیین‌کننده است.۶
  • محیط: راحتی فیزیکی و پاکیزگی مرکز درمانی تأثیر قابل توجهی بر برداشت بیمار دارد.۸
  • رضایت آگاهانه و استقلال: رضایت واقعی با اصل «رضایت آگاهانه» آغاز می‌شود، جایی که به بیمار اطلاعات روشن و قابل فهمی ارائه می‌شود تا بتواند به طور مستقل در مورد مراقبت خود تصمیم‌گیری کند.۱۵ این امر پایه‌ای از اعتماد و احترام را بنا می‌نهد که برای رضایت کلی ضروری است.

از اولین تماس تا پرداخت نهایی: ترسیم چرخه درآمد مراقبت‌های بهداشتی

مدیریت چرخه درآمد (RCM) فرآیندی جامع است که عملکردهای اداری و بالینی مرتبط با خدمات بیمار را به منظور تولید درآمد مدیریت می‌کند.۱ این چرخه از لحظه‌ای که بیمار برای دریافت خدمات نوبت می‌گیرد آغاز شده و تنها زمانی به پایان می‌رسد که ارائه‌دهنده خدمات، هزینه کامل خدمات خود را دریافت کرده باشد.۱

چرخه درآمد مجموعه‌ای از فرآیندهای به‌هم‌پیوسته است که هرگونه خطا در هر یک از مراحل آن می‌تواند کل سیستم را مختل کند.۱ این مراحل عبارتند از:

  1. پیش-ثبت‌نام: جمع‌آوری اطلاعات جمعیتی و بیمه بیمار پیش از مراجعه.
  2. ثبت‌نام: تأیید اطلاعات در زمان مراجعه بیمار.
  3. ثبت هزینه (Charge Capture): مستندسازی خدمات ارائه‌شده.
  4. ارسال درخواست (Claim Submission): شامل بررسی پرونده و کدگذاری پزشکی برای ترجمه خدمات به کدهای قابل صورت‌حساب و ارسال به شرکت‌های بیمه.
  5. پردازش پرداخت (Remittance Processing): دریافت و ثبت پرداخت‌ها از سوی بیمه‌گران.
  6. پیگیری بیمه: مدیریت درخواست‌های رد شده یا نیازمند بازبینی.
  7. وصول مطالبات از بیمار: مدیریت مسئولیت مالی بیمار.

نکته حیاتی این است که هر مرحله از چرخه درآمد نه تنها یک تراکنش مالی، بلکه یک نقطه تماس مستقیم با بیمار است که تجربه کلی او را شکل می‌دهد. یک فرآیند یکپارچه و شفاف در هر مرحله، رضایت را افزایش می‌دهد، در حالی که اصطکاک و سردرگمی، نارضایتی ایجاد می‌کند که پیامدهای مالی به همراه دارد.

جدول ۱: ترسیم نقاط تماس تجربه بیمار در مراحل چرخه درآمد

این جدول به طور ملموس نشان می‌دهد که چرخه درآمد یک عملکرد پشت صحنه نیست، بلکه بخشی جدایی‌ناپذیر از سفر بیمار است. این ابزار به مدیران اجرایی کمک می‌کند تا فرآیندهای مالی خود را از دیدگاه بیمار ببینند و نقاط ضعف تجربه‌ای که منجر به مشکلات مالی می‌شوند را شناسایی کنند.

مرحله چرخه درآمد ۱فعالیت‌های مالی کلیدینقطه تماس تجربه بیمارنتیجه تجربه مثبتنتیجه تجربه منفی
۱. پیش-ثبت‌نامتأیید بیمه، تخمین هزینه.اولین تماس اداری، شفافیت مالی.احساس آمادگی، ایجاد اعتماد.سردرگمی، اضطراب در مورد هزینه‌ها.
۲. ثبت‌نامتأیید داده‌ها، دریافت پرداخت اولیه.فرآیند پذیرش، تعامل با پذیرش.احساس خوشامدگویی، فرآیند کارآمد.انتظار طولانی، رفتار غیرشخصی.
۳. ثبت هزینهداخلیداخلی
۴. ارسال درخواستداخلیداخلی
۵. پردازش پرداختداخلیداخلی
۶. پیگیری بیمهمدیریت موارد رد شده از سوی بیمه.ارتباط در مورد مشکلات بیمه.راهنمایی فعال و مفید.احساس رهاشدگی، مقصر دانسته‌شدن.
۷. وصول مطالبات از بیمارارسال صورت‌حساب، مدیریت پرداخت‌ها.تعامل مالی نهایی، وضوح صورت‌حساب.صورت‌حساب شفاف، گزینه‌های پرداخت آسان.صورت‌حساب‌های غافلگیرکننده، وصول تهاجمی.

کمی‌سازی ارتباط: سود سهام مالی تجربه مثبت بیمار

این بخش شواهد و داده‌های محکمی را برای ساختن یک پرونده تجاری ارائه می‌دهد و از تئوری به سمت تأثیرات مالی قابل سنجش حرکت می‌کند.

اثر موجی بر درآمد: وفاداری، ارجاعات و شهرت در بازار

  • حفظ بیمار: هزینه جذب یک بیمار جدید پنج برابر بیشتر از حفظ یک بیمار فعلی است.۶ بیماران راضی، بیمارانی وفادار هستند؛ آن‌ها به احتمال زیاد برای نیازهای مراقبتی آینده خود بازمی‌گردند و یک جریان درآمدی پایدار و قابل پیش‌بینی ایجاد می‌کنند.۵
  • تبلیغات دهان به دهان و ارجاعات: بیماران راضی به سفیران برند تبدیل می‌شوند.
    • ارجاعات بیمار به بیمار: آن‌ها مرکز درمانی را به دوستان و خانواده خود توصیه می‌کنند که مستقیماً حجم بیماران را افزایش می‌دهد.۱۰ 68% از بیماران ارائه‌دهنده خدمات خود را به دیگران توصیه می‌کنند.۶
    • ارجاعات پزشکان: یک نظرسنجی از HealthLeaders نشان داد که ۶۰% از پزشکان ارجاع‌دهنده، رضایت بیمار را هنگام ارجاع بیماران به متخصصان در نظر می‌گیرند.۶ امتیازات مثبت، یک شبکه ارجاع قوی ایجاد می‌کند که یک محرک درآمدی حیاتی است.
  • سودآوری بهبودیافته: داده‌ها یک ارتباط مستقیم و مثبت بین امتیازات رضایت بیمار و سودآوری بیمارستان را نشان می‌دهند.
    • یک مطالعه توسط Deloitte نشان داد که بیمارستان‌هایی با رتبه‌بندی «عالی» در نظرسنجی HCAHPS (ارزیابی مصرف‌کنندگان بیمارستانی از ارائه‌دهندگان و سیستم‌های مراقبت‌های بهداشتی) به طور متوسط حاشیه سود خالص ۴.۷% داشته‌اند، در حالی که این رقم برای بیمارستان‌هایی با رتبه‌بندی «پایین» تنها ۱.۸% بوده است.۱۱
    • همین مطالعه نشان داد که افزایش ۱۰ درصدی در تعداد پاسخ‌دهندگانی که به یک بیمارستان بالاترین امتیاز را می‌دهند، با افزایش ۱.۴ درصدی در حاشیه سود خالص همراه است.۱۱
    • مطالعه دیگری یک همبستگی مثبت متوسط (ضریب همبستگی ۰.۶۵) بین حاشیه سود عملیاتی و امتیازات رضایت بیمار پیدا کرد.۲۲

از معیار تا پول: چگونه امتیازات رضایت بر بازپرداخت مبتنی بر ارزش تأثیر می‌گذارد

  • مکانیسم VBP: تحت مدل‌های مراقبت مبتنی بر ارزش مانند برنامه خرید مبتنی بر ارزش بیمارستانی (VBP) مراکز خدمات مدیکر و مدیکید (CMS)، بخشی از پرداخت‌های مدیکر مستقیماً به عملکرد بیمارستان در معیارهایی که شامل امتیازات رضایت بیمار (HCAHPS) می‌شود، گره خورده است.۴
  • منافع مالی: این مبلغ ناچیز نیست. در سال ۲۰۲۰، بیش از ۱.۹ میلیارد دلار از پرداخت‌های مدیکر بر اساس عملکرد بیمارستان‌ها در معرض خطر قرار داشت.۶ امتیازات رضایت بالا می‌تواند منجر به دریافت پرداخت‌های تشویقی شود، در حالی که امتیازات پایین منجر به جریمه‌های مالی می‌شود.۶ این امر یک ارتباط مستقیم و غیرقابل انکار بین درک بیمار و درآمد دریافتی ایجاد می‌کند.

مزیت پنهان: کاهش هزینه، کاهش بدهی‌های سوخت شده و مدیریت ریسک

  • هزینه‌های عملیاتی پایین‌تر: یک مطالعه سوئیسی نشان داد که تجربه بهتر بیمار در یک سال با هزینه‌های عملیاتی پایین‌تر در سال بعد مرتبط است.۲۱ این امر احتمالاً به دلیل شکایات کمتر، کاهش دوباره‌کاری‌های اداری و فرآیندهای کارآمدتر است.۲۱
  • پرداخت به موقع و کاهش بدهی‌های سوخت شده: این یک ارتباط حیاتی و اغلب نادیده گرفته شده است. یک تجربه مثبت بیمار، به ویژه یک تجربه مالی شفاف و همدلانه، مستقیماً پرداخت به موقع را تشویق می‌کند.
    • بیمارانی که تجربه درمانی نامطلوبی دارند، کمتر احتمال دارد صورت‌حساب‌های خود را به طور کامل پرداخت کنند.۲۴
    • برعکس، ارتباطات شفاف، شفافیت قیمت و گزینه‌های پرداخت انعطاف‌پذیر، اعتماد و احساس تعهد را تقویت کرده و احتمال ارسال حساب‌ها به بخش وصول مطالبات را کاهش می‌دهد.۲۵
    • یک گزارش در سال ۲۰۲۳ نشان داد که ۳۶% از کاربران خدمات بهداشتی در ایالات متحده ممکن است به دلیل تجربیات بد صورت‌حساب، ارائه‌دهنده خدمات خود را تغییر دهند، که این امر ارتباط مستقیم بین تجربه مالی و ریزش بیمار را برجسته می‌کند.۲۷
    • بهبود تجربه مالی می‌تواند نتایج چشمگیری داشته باشد. مرکز درمانی LifeBridge Health با پیاده‌سازی یک پلتفرم مالی دیجیتال بیمار-محور، بدهی‌های سوخت شده خود را ۲۰٪ (معادل ۱۰ میلیون دلار) کاهش داد.۲۸
  • کاهش ریسک قصور پزشکی: اگرچه در منابع ارائه شده تمرکز اصلی بر این موضوع نیست، اما یک نتیجه‌گیری منطقی این است که بیمارانی که احساس می‌کنند شنیده شده و مورد احترام قرار گرفته‌اند، کمتر احتمال دارد که ادعای قصور پزشکی ثبت کنند، که این امر هزینه‌های قانونی و حق بیمه مسئولیت را کاهش می‌دهد.

جدول ۲: خلاصه یافته‌های کلیدی پژوهش‌ها در مورد تأثیر مالی رضایت بیمار

این جدول داده‌های کمی قانع‌کننده‌تر از منابع مختلف را در یک خلاصه واحد و تأثیرگذار برای خواننده اجرایی گردآوری می‌کند. این جدول به عنوان ستون فقرات شواهد برای پرونده تجاری این گزارش عمل می‌کند.

معیار مالییافته کلیدی / آمارمنبع(ها)
سودآوریبیمارستان‌های با رتبه «عالی» حاشیه سود خالص ۴.۷٪ در مقابل ۱.۸٪ برای بیمارستان‌های با رتبه «پایین» دارند.۱۱
افزایش ۱۰ درصدی در امتیازات بالا با افزایش ۱.۴٪ در حاشیه سود خالص مرتبط است.۱۱
افزایش ۵ امتیازی در رتبه کلی بیمارستان منجر به افزایش ۱٪ در حاشیه سود می‌شود.۲۰
درآمد / بازپرداختبیش از ۱.۹ میلیارد دلار از پرداخت‌های مدیکر در سال ۲۰۲۰ به دلیل عملکرد، از جمله رضایت، در معرض خطر بود.۶
۶۰٪ از پزشکان هنگام ارجاع، رضایت بیمار را در نظر می‌گیرند.۶
جذب یک بیمار جدید ۵ برابر بیشتر از حفظ یک بیمار فعلی هزینه دارد.۶
هزینه / بدهی سوخت شدهتجربه بهتر بیمار با هزینه‌های عملیاتی آتی پایین‌تر مرتبط است.۲۱
۳۶٪ از بیماران به دلیل تجربه بد صورت‌حساب، ارائه‌دهنده خود را تغییر می‌دهند.۲۷
LifeBridge Health بدهی سوخت شده را ۲۰٪ (۱۰ میلیون دلار) با بهبود تجربه مالی کاهش داد.۲۸

شکاف بزرگ: چرا ارتباط بیمار-سودآوری به طور مداوم دست‌کم گرفته می‌شود

این بخش مستقیماً به جنبه «نادیده گرفته شده» پرسش می‌پردازد و از چیستی این ارتباط به چرایی نادیده گرفته شدن آن حرکت می‌کند.

ذهنیت سیلو: زمانی که بخش‌های بالینی و مالی در دنیاهای متفاوتی فعالیت می‌کنند

  • تعریف ذهنیت سیلو: این اصطلاح به تمایل بخش‌ها برای فعالیت به صورت جداگانه و مقاومت در برابر به اشتراک‌گذاری اطلاعات و هماهنگی اشاره دارد.۲۹ در حوزه سلامت، این امر به شکل یک شکاف عمیق بین تیم‌های بالینی (متمرکز بر مراقبت از بیمار) و تیم‌های اداری/مالی (متمرکز بر صورت‌حساب و وصول مطالبات) ظاهر می‌شود.۳۱
  • پیامدهای سیلوها:
    • تجربه تکه‌تکه بیمار: بیماران پیام‌های متناقضی از بخش‌های مختلف دریافت می‌کنند که منجر به سردرگمی و ناامیدی می‌شود.۳۲ ممکن است یک بیمار تجربه بالینی عالی داشته باشد اما تجربه صورت‌حساب وحشتناکی را از سر بگذراند و این خاطره منفی است که باقی می‌ماند.۳
    • تصمیم‌گیری گسسته: بخش‌های مالی سیاست‌های وصول مطالبات را بدون درک تأثیر آن بر روابط با بیمار اتخاذ می‌کنند، در حالی که تیم‌های بالینی از چگونگی تأثیر مستندات خود (یا فقدان آن) بر صورت‌حساب و رد درخواست‌ها بی‌اطلاع هستند.۳۰
    • ناکافی و اتلاف: سیلوها منجر به تلاش‌های تکراری، اختلال در ارتباطات و خطاهای فرآیندی (مانند خطاهای کدگذاری، اشتباهات ثبت‌نام) می‌شوند که به نوبه خود منجر به رد درخواست‌های بیمه، افزایش هزینه‌های دوباره‌کاری و تأخیر در درآمد می‌شود.۲۹ هزینه متوسط برای دوباره‌کاری یک درخواست رد شده حداقل ۲۵ دلار است.۳۴

موانع فرهنگی و عملیاتی برای مدیریت یکپارچه

  • رهبری و انگیزه‌های ناهماهنگ: اهداف بخشی اغلب در تضاد با یکدیگر قرار دارند. بخش بالینی بر اساس کیفیت مراقبت و ایمنی بیمار سنجیده می‌شود، در حالی که بخش مالی بر اساس وجه نقد وصول شده و روزهای حساب‌های دریافتنی ارزیابی می‌گردد.۳۳ بدون رهبری اجرایی که اهداف مشترک و بیمار-محور را اعمال کند، این بخش‌ها معیارهای خود را به قیمت کل سیستم بهینه می‌کنند.۲۹
  • مقاومت در برابر تغییر: ساختارهای سلسله مراتبی و فرهنگ‌های ریشه‌دار بخشی، مقاومت قابل توجهی در برابر همکاری بین‌بخشی مورد نیاز برای یک رویکرد فرآیند-محور ایجاد می‌کنند.۲۹
  • سیستم‌های داده و فناوری ناسازگار: یک مانع عملیاتی بزرگ، عدم قابلیت همکاری بین سیستم‌های بالینی (پرونده الکترونیک سلامت) و سیستم‌های مالی (نرم‌افزار صورت‌حساب) است.۳۱ این سیلوی فناوری از ایجاد یک دیدگاه یکپارچه از سفر بیمار جلوگیری می‌کند و ردیابی چگونگی تأثیر تجربیات مراحل اولیه بر پرداخت نهایی را غیرممکن می‌سازد.

سفر مالی بیمار: یک جزء حیاتی اما نادیده گرفته شده از تجربه مراقبت

  • ظهور مصرف‌گرایی در سلامت: با وجود طرح‌های بیمه با فرانشیز بالا، بیماران اکنون به پرداخت‌کنندگان اصلی تبدیل شده‌اند و مسئولیت بخش قابل توجهی از صورت‌حساب‌های خود را بر عهده دارند.۳۴ آن‌ها انتظارات مصرف‌کننده برای شفافیت، راحتی و خدمات را به تعاملات مالی خود منتقل می‌کنند.۳۸
  • ناکامی‌های رایج در تجربه مالی:
    • فقدان شفافیت قیمت: منبع شماره یک ناامیدی. بیماران بدون هیچ درکی از هزینه، خدمات دریافت می‌کنند که منجر به «صورت‌حساب‌های غافلگیرکننده» می‌شود که احساسی غارتگرانه ایجاد کرده و اعتماد را از بین می‌برد.۳۸
    • صورت‌حساب‌های پیچیده و گیج‌کننده: صورت‌حساب‌های پزشکی اغلب پر از اصطلاحات تخصصی و کدهای پیچیده هستند که درک آن‌ها برای یک فرد عادی غیرممکن است.۳
    • فقدان همدلی و انعطاف‌پذیری: فرآیند وصول مطالبات اغلب خشک، غیرشخصی و فاقد همدلی است که در طول مراقبت بالینی نشان داده می‌شود. این گسست تکان‌دهنده باعث می‌شود بیماران احساس کنند که پس از ارائه خدمات بالینی، تنها به یک شماره تبدیل شده‌اند.۲۷

این تحلیل‌ها به درک عمیق‌تری از پویایی‌های سازمانی منجر می‌شود. برای مثال، بدهی‌های سوخت شده صرفاً یک «مشکل پرداخت بیمار» نیست؛ بلکه اغلب یک «مشکل ساختار سازمانی» است. سیلوها یک گسست بین تجربه بالینی و مالی ایجاد می‌کنند.۳۰ این گسست به شکل یک فرآیند مالی غیرهمدلانه، گیج‌کننده و غیرشفاف ظاهر می‌شود.۳ بیمارانی که توسط فرآیند صورت‌حساب احساس بی‌احترامی و سردرگمی می‌کنند، از نظر روانی تمایل کمتر و از نظر عملی توانایی کمتری برای پرداخت به موقع صورت‌حساب‌های خود دارند.۲۴ این عدم تمایل یا توانایی مستقیماً به نرخ‌های بالاتر ارسال حساب‌ها به بخش وصول و در نهایت حذف آن‌ها به عنوان بدهی سوخت شده ترجمه می‌شود. بنابراین، پرداختن به علائم (وصول تهاجمی) بدون رفع علت ریشه‌ای (سیلوها) یک استراتژی شکست‌خورده است.

علاوه بر این، یک چرخه معیوب بین فشار مالی و تجربه ضعیف بیمار وجود دارد. عملکرد مالی ضعیف (ناشی از بدهی‌های سوخت شده بالا و رد درخواست‌های بیمه که خود ناشی از سیلوهاست) منابع بیمارستان را تحت فشار قرار می‌دهد.۳۴ سازمان‌هایی که از نظر مالی تحت فشار هستند، ظرفیت کمتری برای سرمایه‌گذاری در طرح‌هایی که تجربه بیمار را بهبود می‌بخشند، مانند آموزش کارکنان، فناوری بهتر یا ارتقاء امکانات، دارند.۲۲ این کمبود سرمایه‌گذاری منجر به کاهش امتیازات رضایت بیمار می‌شود. امتیازات رضایت پایین‌تر به بازپرداخت VBP کمتر، کاهش وفاداری بیمار و تشدید همان مشکلات مالی منجر می‌شود که در وهله اول باعث کمبود سرمایه‌گذاری شده بود. این رابطه خطی نیست، بلکه چرخه‌ای است. عدم سرمایه‌گذاری در تجربه بیمار به دلیل فشار مالی، به طور فعال فشار مالی بیشتری را در آینده ایجاد می‌کند. شکستن این چرخه نیازمند یک سرمایه‌گذاری استراتژیک و پیشگیرانه در تجربه بیمار به عنوان وسیله‌ای برای دستیابی به سلامت مالی بلندمدت است.

پر کردن شکاف: یک چارچوب استراتژیک برای چرخه درآمد بیمار-محور

این بخش توصیه‌های عملی و مبتنی بر شواهد را برای پیاده‌سازی توسط رهبران حوزه سلامت ارائه می‌دهد.

طراحی مجدد تجربه مالی بیمار: بهترین شیوه‌ها در شفافیت، ارتباطات و انعطاف‌پذیری

  • پذیرش شفافیت رادیکال: قبل از ارائه خدمات، تخمین‌های هزینه واضح و پیشگیرانه‌ای ارائه دهید.۳۸ در تمام ارتباطات مالی از زبان ساده و نه اصطلاحات پزشکی استفاده کنید.۳۸
  • اولویت‌بندی ارتباطات همدلانه: تمام کارکنان، به ویژه در بخش صورت‌حساب و وصول مطالبات، را برای داشتن گفتگوهای مالی حمایتی و بدون قضاوت آموزش دهید.۴۰ اضطراب بیمار در مورد هزینه‌ها را به رسمیت بشناسید و به طور فعال راه‌حل‌هایی ارائه دهید.
  • ارائه گزینه‌های پرداخت انعطاف‌پذیر و مدرن: یک سیستم پرداخت چندکاناله شامل پورتال‌های آنلاین کاربرپسند، پرداخت با موبایل (Apple/Google Pay) و گزینه‌های پرداخت از طریق پیامک را پیاده‌سازی کنید.۲۷ به طور فعال طرح‌های پرداخت انعطاف‌پذیر و بدون بهره را برای مقرون به صرفه کردن مراقبت و کاهش مانع پرداخت ارائه دهید.۲۵

جدول ۳: چک‌لیست بهترین شیوه‌ها برای یک تجربه مالی بهینه بیمار

این چک‌لیست توصیه‌های بالا را به یک ابزار عملی تبدیل می‌کند که یک مدیر بیمارستان می‌تواند برای ارزیابی عملکرد فعلی سازمان خود و شناسایی زمینه‌های فوری برای بهبود از آن استفاده کند.

دسته‌بندیآیتم چک‌لیست بهترین شیوه‌هابله / خیر
شفافیتآیا ما قبل از خدمات غیراورژانسی، یک تخمین هزینه صادقانه به بیماران ارائه می‌دهیم؟
آیا صورت‌حساب‌های ما به زبان ساده و بدون کدهای پزشکی گیج‌کننده نوشته شده‌اند؟
آیا ما یک سیاست مالی شفاف و مستند داریم که به راحتی در دسترس بیماران باشد؟
ارتباطاتآیا کارکنان بخش صورت‌حساب/وصول مطالبات ما در زمینه تکنیک‌های ارتباطی همدلانه آموزش دیده‌اند؟
آیا ما به طور فعال با بیماران در مورد مسئولیت مالی آن‌ها در طول سفر مراقبتی ارتباط برقرار می‌کنیم؟
آیا ما یک سیاست «در باز» برای بیماران داریم تا به راحتی سؤالات مالی خود را بدون قضاوت بپرسند؟
انعطاف‌پذیری و دسترسیآیا ما یک پورتال آنلاین کاربرپسند برای مشاهده صورت‌حساب‌ها و انجام پرداخت‌ها به صورت ۲۴/۷ ارائه می‌دهیم؟
آیا ما روش‌های پرداخت متعددی از جمله کیف پول‌های موبایلی (Apple/Google Pay) را می‌پذیریم؟
آیا ما به طور فعال طرح‌های پرداخت انعطاف‌پذیر و بدون بهره را برای مبالغ بالا پیشنهاد و توضیح می‌دهیم؟
آیا ارتباطات مالی ما به زبان‌های مختلف برای خدمت به جمعیت متنوع بیماران ما در دسترس است؟

شکستن سیلوها: پرورش یک رویکرد یکپارچه و فرآیند-محور

  • تغییر از ساختار بخشی به ساختار فرآیند-محور: گردش کار را به جای عملکردهای بخشی، حول سفر کامل بیمار سازماندهی مجدد کنید. این شامل ایجاد شبکه‌های افقی است که بخش‌ها را به هم متصل می‌کند.۲۹
  • ایجاد تیم‌های بین‌بخشی: تیم‌هایی با اعضایی از بخش‌های بالینی، مالی و اداری برای مدیریت مسیرهای خاص بیمار ایجاد کنید. این امر تضمین می‌کند که تمام دیدگاه‌ها در طراحی فرآیند و حل مسئله در نظر گرفته شوند.۲۹
  • همسوسازی اهداف و انگیزه‌ها: رهبری اجرایی باید اهداف مشترک و فراگیری را که بر تجربه بیمار متمرکز است، ایجاد و اجرا کند.۲۹ معیارهای عملکرد برای همه بخش‌ها – بالینی و مالی – باید شامل معیارهای رضایت بیمار و کارایی کلی فرآیند باشد، نه فقط شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPI) مجزا.

سرمایه‌گذاری در آینده: بهره‌گیری از فناوری برای بهبود تجربه و بهینه‌سازی درآمد

  • پیاده‌سازی یک پلتفرم یکپارچه بیمار: در فناوری سرمایه‌گذاری کنید که داده‌های بالینی و مالی را برای ارائه یک تجربه واحد و یکپارچه برای بیمار و یک دیدگاه یکپارچه برای کارکنان، ادغام کند. یک پورتال بیمار باید زمان‌بندی قرار ملاقات، ارتباطات بالینی، مشاهده صورت‌حساب و پردازش پرداخت را مدیریت کند.۳۸
  • اتوماسیون برای کارایی و شخصی‌سازی: از اتوماسیون برای ساده‌سازی وظایف تکراری مانند یادآوری قرار ملاقات و اعلان‌های پرداخت استفاده کنید.۲۸ از تحلیل داده‌ها برای شخصی‌سازی ارتباطات و پیشنهادات طرح پرداخت بر اساس ترجیحات بیمار و توانایی پرداخت او بهره ببرید.۲۸
  • فناوری به عنوان یک توانمندساز، نه یک نوشدارو: نکته کلیدی استفاده از فناوری برای حمایت از یک فرآیند خوب طراحی شده و بیمار-محور است. صرفاً دیجیتالی کردن یک فرآیند شکسته و گیج‌کننده تنها به ناامیدی دیجیتال منجر خواهد شد.۳ استراتژی باید فناوری را هدایت کند، نه برعکس.

نتیجه‌گیری: از ارتباط نادیده گرفته شده تا الزام استراتژیک

سلامت مالی یک سازمان بهداشتی و درمانی به طور جدایی‌ناپذیری با کیفیت تجربه بیمار آن گره خورده است. شواهد واضح است: بیماران راضی وفادارتر هستند، صورت‌حساب‌های خود را با اطمینان بیشتری پرداخت می‌کنند و پایه و اساس یک شهرت قوی در بازار هستند.

رویکرد سنتی و مجزا برای مدیریت مراقبت‌های بالینی و عملیات مالی دیگر در چشم‌انداز مراقبت‌های بهداشتی مبتنی بر ارزش و مصرف‌کننده-محور، قابل دوام نیست. عدم درک چرخه درآمد به عنوان بخشی اصلی از تجربه بیمار، یک شکست استراتژیک است که میلیون‌ها دلار را بر باد می‌دهد و اعتماد بیمار را از بین می‌برد.

موفق‌ترین سازمان‌های بهداشتی و درمانی آینده، آن‌هایی خواهند بود که دیوارهای داخلی خود را برمی‌چینند و هر بخش را – از اتاق عمل تا دفتر صورت‌حساب – حول یک مأموریت واحد و یکپارچه گرد هم می‌آورند: ارائه یک تجربه یکپارچه، محترمانه و با کیفیت بالا برای هر بیمار، در هر نقطه تماس. این فقط اخلاق خوب نیست؛ این مؤثرترین استراتژی مالی موجود است.


بیشتر از بیشینه سازان درآمد سلامت کشف کنید

برای دریافت آخرین پست‌ها به ایمیل خود مشترک شوید

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *