چگونه بیمارستان ها می توانند درآمد خود را با برون سپاری چرخه درآمد بیمارستان افزایش دهند؟

فراتر از بخش بستری: طرح جامع استراتژیک برای تنوع‌بخشی به درآمد و تاب‌آوری مالی بیمارستان‌ها در ایران

خلاصه اجرایی

بیمارستان‌های ایران با یک “بحران خاموش” و سیستمی مواجه هستند که پایداری مالی و کیفیت خدمات آن‌ها را تهدید می‌کند. این بحران، ناشی از ناترازی مزمن میان تعرفه‌های دستوری و هزینه‌های واقعی، تأخیرهای طولانی در پرداخت مطالبات توسط سازمان‌های بیمه‌گر و فشارهای اقتصادی کلان است که چرخه‌ای معیوب از کاهش کیفیت، فرسودگی تجهیزات و مهاجرت کادر درمان را به راه انداخته است. در چنین شرایطی، بقا دیگر یک استراتژی قابل قبول نیست و حرکت به سوی “تاب‌آوری مالی” از طریق تنوع‌بخشی به منابع درآمدی، یک ضرورت استراتژیک است. این گزارش یک نقشه راه جامع برای گذار از مدیریت بحران به سوی ایجاد یک مدل کسب‌وکار بیمارستانی پایدار و درآمدزا ارائه می‌دهد.

این طرح جامع بر چهار ستون اصلی استوار است: ۱) کسب درآمد از دارایی‌های فیزیکی و معنوی، شامل بهره‌برداری تجاری از فضاهای مازاد، تجاری‌سازی تحقیقات و ارائه خدمات مشاوره‌ای مدیریتی؛ ۲) گسترش زنجیره مراقبت، با توسعه خدماتی نظیر مراقبت در منزل، مراکز تندرستی و کلینیک‌های تخصصی سرپایی؛ ۳) ورود به مدل‌های نوین ارائه خدمت، از طریق تحول دیجیتال، گردشگری سلامت و برنامه‌های سلامت شرکتی؛ و ۴) همکاری‌های استراتژیک، با بهره‌گیری از مدل‌های مشارکت عمومی-خصوصی (PPP) و برون‌سپاری هوشمندانه خدمات غیربالینی. این گزارش با ارائه یک چارچوب اجرایی دقیق، شامل ملاحظات قانونی، مدل‌سازی مالی و الزامات سازمانی، به مدیران بیمارستان‌ها و سیاست‌گذاران نظام سلامت کمک می‌کند تا مسیر تحول به سوی یک بیمارستان تاب‌آور و اقتصادی را با موفقیت طی کنند.


بخش ۱: ضرورت تنوع‌بخشی مالی: پیمایش بحران در بخش بیمارستانی ایران

این بخش به تشریح دلایل بنیادین نیاز به تغییر استراتژیک می‌پردازد و با کالبدشکافی ماهیت سیستمی بحران مالی، ضرورت فوری تنوع‌بخشی به درآمدها را به عنوان یک راهبرد حیاتی تبیین می‌کند.

۱.۱. کالبدشکافی فشار مالی: کسری ساختاری ناشی از شکاف تعرفه‌ها و هزینه‌ها

ریشه بسیاری از مشکلات مالی بیمارستان‌ها در یک ناترازی ساختاری و دائمی میان درآمدها و هزینه‌ها نهفته است. شریان اصلی درآمد بیمارستان‌ها، به ویژه در بخش دولتی، به تعرفه‌های خدماتی وابسته است که ماهیتی دستوری و سیاسی دارند، نه اقتصادی. این تعرفه‌ها تقریباً هرگز منعکس‌کننده “قیمت تمام‌شده واقعی خدمات” نیستند، بلکه با نگاهی بودجه‌ای و با هدف کنترل هزینه‌های دولت و سازمان‌های بیمه‌گر تعیین می‌شوند. این شکاف عمیق میان هزینه واقعی ارائه خدمت و درآمد مصوب، یک زیان عملیاتی ساختاری را به بیمارستان‌ها تحمیل می‌کند که با هر خدمت ارائه شده، عمیق‌تر می‌شود.

وابستگی شدید بیمارستان‌ها به درآمد حاصل از سازمان‌های بیمه‌گر، این آسیب‌پذیری را تشدید می‌کند. مطالعات نشان می‌دهد که به‌طور متوسط بیش از ۷۰ تا ۷۵ درصد از درآمدهای بیمارستان‌های دانشگاهی از محل اسناد ارسالی به این سازمان‌ها تأمین می‌شود. این وابستگی بالا، بیمارستان‌ها را در برابر سیاست‌های پرداخت و تأخیرهای بیمه‌ها به شدت آسیب‌پذیر می‌سازد و استقلال مالی آن‌ها را به کلی از بین می‌برد. این مدل قیمت‌گذاری دستوری و عدم قطعیت در پرداخت، عملاً بیمارستان‌ها را در یک وضعیت “فلج استراتژیک” قرار می‌دهد. مدیران به جای برنامه‌ریزی بلندمدت برای رشد و نوآوری، مجبور به مدیریت بحران‌های روزمره نقدینگی می‌شوند و تمام منابع فکری و مالی سازمان صرفاً برای بقا و تأمین هزینه‌های جاری مانند پرداخت حقوق پرسنل هزینه می‌شود. در چنین فضایی، سرمایه‌گذاری در فناوری‌های نوین، نوسازی تجهیزات یا آموزش‌های توسعه‌ای برای کارکنان، به یک امر لوکس و دست‌نیافتنی تبدیل می‌شود.

۱.۲. چرخه معیوب: تأثیر تورم، تحریم‌ها و بدهی‌های بیمه بر کیفیت خدمات

فشارهای اقتصادی کلان، شکاف میان درآمد و هزینه را به مراتب عمیق‌تر کرده‌اند. نرخ تورم بالا، افزایش سالانه دستمزدها و به ویژه افزایش سرسام‌آور قیمت تجهیزات پزشکی و دارو که مستقیماً تحت تأثیر نرخ ارز و تحریم‌های بین‌المللی قرار دارند، هزینه‌های عملیاتی بیمارستان‌ها را به شدت افزایش داده‌اند. در مقابل، درآمدها به دلیل تعرفه‌های ثابت و تأخیرهای طولانی‌مدت و چندماهه سازمان‌های بیمه‌گر در پرداخت مطالبات، توانایی پوشش این هزینه‌ها را ندارند.

این وضعیت یک “چرخه خودتخریب‌گر” را به راه انداخته است: فشار مالی فزاینده منجر به ناتوانی در نوسازی و تعمیر تجهیزات، کاهش کیفیت خدمات و مهم‌تر از همه، مهاجرت نخبگان و کادر درمان می‌شود. این افت کیفیت، به نوبه خود، اعتماد بیماران و توان رقابتی بیمارستان را کاهش داده و در نهایت، با کاهش مراجعه‌کنندگان و افزایش هزینه‌های ناشی از ناکارآمدی، فشار مالی را تشدید می‌کند. این چرخه همچنین به شکل‌گیری یک نظام سلامت دوگانه دامن زده است؛ در بیمارستان‌های دولتی، این سیاست منجر به انباشت بدهی و افت کیفیت می‌شود، در حالی که در بخش خصوصی، زمینه را برای اقتصاد غیرر رسمی و دریافت‌های خارج از تعرفه (زیرمیزی) فراهم می‌کند که فشار مالی را مستقیماً بر دوش بیمار منتقل می‌سازد. بنابراین، تنوع‌بخشی به درآمدها تنها یک استراتژی تجاری برای بیمارستان‌ها نیست، بلکه یک مداخله ضروری در حوزه بهداشت عمومی است که می‌تواند با تزریق منابع مالی جدید و مستقل، این چرخه معیوب را شکسته و به تثبیت نظام سلامت کمک کند.

۱.۳. فراتر از بقا: تاب‌آوری مالی به عنوان یک هدف استراتژیک

هدف نهایی نباید صرفاً زنده ماندن در شرایط بحرانی باشد، بلکه دستیابی به “تاب‌آوری مالی” (Financial Resilience) است. تاب‌آوری مالی به معنای توانایی یک سازمان برای مقاومت در برابر شوک‌های اقتصادی، سرمایه‌گذاری فعال برای رشد و حفظ استانداردهای بالای کیفی، فارغ از نوسانات در منابع درآمدی سنتی است. در این دیدگاه، تنوع‌بخشی به درآمدها از یک تاکتیک فرصت‌طلبانه به یک راهبرد محوری برای شکستن چرخه معیوب و دستیابی به پایداری بلندمدت تبدیل می‌شود. بیمارستانی که دارای سبد درآمدی متنوعی است، وابستگی کمتری به تعرفه‌های دولتی و پرداخت‌های بیمه‌ای دارد و از استقلال عمل بیشتری برای سرمایه‌گذاری در کیفیت، فناوری و نیروی انسانی برخوردار است.


بخش ۲: تقویت هسته اصلی: بهینه‌سازی درآمد از عملیات بالینی سنتی

پیش از حرکت به سوی منابع درآمدی جدید، بهینه‌سازی و استحکام‌بخشی به موتور درآمدی فعلی بیمارستان امری حیاتی است. این بخش به تشریح راهکارهایی می‌پردازد که عملیات موجود را به کارآمدترین شکل ممکن درآورده و پایه‌ای محکم برای استراتژی‌های تنوع‌بخشی فراهم می‌کند.

۲.۱. بهینه‌سازی چرخه درآمد: از پذیرش بیمار تا وصول نهایی مطالبات

چرخه درآمد بیمارستان فرآیندی پیچیده است که هرگونه ناکارآمدی در آن به معنای از دست رفتن مستقیم منابع مالی است. این فرآیند با ثبت دقیق اطلاعات بیمار در زمان پذیرش آغاز می‌شود و استفاده از سیستم‌های اطلاعات بیمارستانی (HIS) پیشرفته برای به حداقل رساندن خطاهای انسانی در این مرحله ضروری است. گام بعدی، کدگذاری دقیق خدمات بر اساس کتاب “ارزش نسبی خدمات” است تا از رد شدن اسناد توسط بیمه‌ها یا کمتر از واقع ثبت شدن هزینه‌ها جلوگیری شود.

یکی از بزرگترین نقاط نشت درآمد، “کسورات” اعمال‌شده توسط سازمان‌های بیمه‌گر است. برای مدیریت این چالش، بیمارستان‌ها باید کمیته‌های داخلی تخصصی برای بازبینی، پیگیری و اعتراض به کسورات غیرمنصفانه تشکیل دهند. این فرآیند، که نیازمند درک عمیق از قوانین بیمه و مستندسازی دقیق خدمات است، می‌تواند بخش قابل توجهی از درآمدهای از دست رفته را بازگرداند. مطالعه‌ای در بخش جراحی یک بیمارستان نشان داد که مدیریت کیفیت، از جمله بهبود فرآیندهای ثبت و ارسال اسناد، منجر به کاهش ۴۴.۹ درصدی کسورات شد که نقش مهمی در افزایش ۶۸.۸ درصدی درآمد آن بخش داشت. این فرآیندها نشان می‌دهند که چرخه درآمد در واقع یک “مسئله داده” است. مشکلات مکرر در صورتحساب‌ها و کسورات بیمه، اغلب ناشی از مدیریت ضعیف داده‌ها است. سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های یکپارچه فناوری اطلاعات مانند پرونده الکترونیک سلامت (EMR) که به سیستم‌های مالی متصل هستند، تضمین می‌کند که داده‌ها از همان ابتدا به درستی ثبت شده و از نشت درآمد در مراحل بعدی جلوگیری می‌شود.

۲.۲. تعالی عملیاتی: کاهش مدت اقامت و مدیریت هوشمند موجودی

بهبود فرآیندهای داخلی می‌تواند به طور مستقیم بر کاهش هزینه‌ها و افزایش درآمد تأثیر بگذارد. بیمارستان‌های پیشرو در جهان مانند “کلینیک مایو” با استفاده از پروتکل‌های درمانی استاندارد و هماهنگی بهتر میان بخش‌ها، میانگین زمان بستری بیماران را کاهش داده‌اند. این اقدام نه تنها کیفیت مراقبت را بهبود می‌بخشد، بلکه با آزاد کردن سریع‌تر تخت‌ها، ظرفیت پذیرش بیماران جدید را افزایش داده و منجر به رشد درآمد می‌شود.

مدیریت موجودی، به ویژه در انبار دارو و تجهیزات پزشکی، یکی دیگر از حوزه‌های کلیدی برای بهینه‌سازی است. یک بیمارستان در آلمان با پیاده‌سازی سیستم‌های پیشرفته مدیریت موجودی، توانست ضایعات دارویی را تا ۲۰٪ کاهش دهد و سالانه میلیون‌ها یورو صرفه‌جویی کند. این صرفه‌جویی در هزینه‌ها، معادل افزایش درآمد خالص برای بیمارستان است. پیاده‌سازی مدل‌های مدیریت کیفیت نیز تأثیر مستقیمی بر کارایی عملیاتی دارد. پژوهشی در بیمارستان ولیعصر (عج) تهران نشان داد که اجرای یک مدل مدیریت کیفیت منجر به افزایش ۱۴.۹۶ درصدی تعداد اعمال جراحی و کاهش ۱۴.۶ درصدی لغو عمل‌ها شد که مستقیماً به افزایش درآمد کمک کرد. این مثال‌ها ثابت می‌کنند که بهینه‌سازی عملیات اصلی، پیش‌نیاز ضروری برای تنوع‌بخشی است. بیمارستانی که با چرخه‌های درآمدی ناکارآمد و فرآیندهای پرهزینه دست و پنجه نرم می‌کند، فاقد ثبات مالی، یکپارچگی داده و ظرفیت مدیریتی لازم برای راه‌اندازی موفقیت‌آمیز کسب‌وکارهای جدید است. سود و کارایی حاصل از این بهینه‌سازی‌ها، سرمایه اولیه و انضباط سازمانی مورد نیاز برای گام‌های بعدی را فراهم می‌کند.

۲.۳. تأثیر اقتصادی کیفیت: پیوند اعتباربخشی، تجربه بیمار و سودآوری

کیفیت خدمات بالینی و تجربه بیمار، متغیرهایی با تأثیر مستقیم و قابل اندازه‌گیری بر سلامت مالی بیمارستان هستند. در نظام سلامت ایران، کسب امتیاز پایین در فرآیند “اعتباربخشی” به طور مستقیم منجر به کاهش درآمد بیمارستان خواهد شد. سازوکار این ارتباط روشن است: سازمان‌های بیمه‌گر پایه، تنها با بیمارستان‌هایی قرارداد همکاری منعقد می‌کنند که گواهی اعتباربخشی معتبر داشته باشند. بنابراین، اعتباربخشی صرفاً یک استاندارد کیفی نیست، بلکه یک “دروازه مالی” حیاتی است که بدون عبور از آن، شریان اصلی درآمد بیمارستان مسدود می‌شود. سرمایه‌گذاری در بهبود کیفیت و ایمنی بیمار، مستقیماً سرمایه‌گذاری در حفظ و تقویت درآمد اصلی سازمان است.

علاوه بر این، بهبود تجربه بیمار به یک استراتژی قدرتمند برای جذب و حفظ مشتری تبدیل شده است. بیمارستان “کلیولند کلینیک” با تمرکز بر آموزش پرسنل و بهبود تعامل با بیماران، توانست رضایت بیماران خود را به میزان قابل توجهی افزایش دهد و به یکی از معتبرترین برندهای درمانی در جهان تبدیل شود. رضایت بالای بیماران منجر به افزایش وفاداری، تکرار مراجعه و مهم‌تر از آن، بازاریابی دهان‌به‌دهان مثبت می‌شود که کارآمدترین و کم‌هزینه‌ترین شکل جذب بیمار جدید است. بنابراین، هر اقدامی که به بهبود تجربه بیمار کمک کند—از ایجاد دسترسی آسان برای خدمات سرپایی گرفته تا کاهش زمان انتظار و تکریم ارباب رجوع—یک فعالیت درآمدزا محسوب می‌شود.


بخش ۳: چارچوب استراتژیک برای منابع درآمدی غیرسنتی

این بخش، قلب گزارش را تشکیل می‌دهد و مجموعه‌ای جامع از فرصت‌های تنوع‌بخشی را در قالب چهار ستون استراتژیک ارائه می‌کند. این رویکرد به مدیران کمک می‌کند تا از تفکر سنتی فاصله گرفته و بیمارستان را به عنوان یک پلتفرم چندوجهی برای سلامت و تندرستی بازتعریف کنند.

جدول ۱: ماتریس فرصت‌های تنوع‌بخشی به درآمد بیمارستان

جریان درآمدیسرمایه‌گذاری اولیهحاشیه سود بالقوهپیچیدگی اجراموانع قانونی اصلی (ایران)هم‌افزایی با مأموریت اصلی
مراقبت در منزلمتوسطمتوسطمتوسطاخذ مجوز مرکز خدمات بالینی در منزل، پوشش بیمه‌ای محدودبالا
اجاره کلینیک تخصصیپایینبالاپایینقراردادهای حقوقی شفاف، تعیین مسئولیت‌هامتوسط
برنامه گردشگری سلامتبالابالابالابازاریابی بین‌المللی، هماهنگی‌های لجستیکی، موانع انتقال پولبالا
تجاری‌سازی تحقیقاتمتوسطبالابالاقوانین مالکیت معنوی، ارتباط با صنعت، اخذ مجوزهای دانش‌بنیانبالا
PPP برای مرکز تصویربرداریپایین (برای بیمارستان)متوسطبالاقوانین مشارکت عمومی-خصوصی، قراردادهای بلندمدت پیچیدهبالا
داروخانه خصوصی (برون‌سپاری)پایینمتوسطمتوسطقوانین واگذاری، نظارت بر قیمت‌گذاری و کیفیتمتوسط
مرکز تندرستی و تناسب انداممتوسطمتوسطمتوسطنیاز به برندسازی جداگانه، جذب مشتریان غیربیمارپایین

۳.۱. کسب درآمد از دارایی‌های فیزیکی و معنوی

این رویکرد، بیمارستان را از یک مرکز صرفاً بالینی به یک دارایی ارزشمند با پتانسیل‌های تجاری متعدد تبدیل می‌کند.

۳.۱.۱. املاک و مستغلات و بهره‌برداری از فضا: کلینیک‌های اجاره‌ای، خرده‌فروشی و خدمات رفاهی

بسیاری از بیمارستان‌ها دارای فضاهای فیزیکی بلااستفاده یا کم‌استفاده هستند که می‌توانند به منابع درآمدی پایدار تبدیل شوند. یک استراتژی مؤثر، “واگذاری فضاها” از طریق اجاره به پزشکان متخصص، آزمایشگاه‌های خصوصی یا مراکز خدمات پاراکلینیکی است. این کار ضمن ایجاد درآمد اجاره‌ای، سبد خدمات بیمارستان را نیز تکمیل می‌کند. علاوه بر این، راه‌اندازی واحدهای خرده‌فروشی مانند بوفه، رستوران، داروخانه، فروشگاه‌های هدیه و عینک‌سازی از طریق مزایده و عقد قرارداد، نه تنها نیازهای بیماران و همراهان را برآورده می‌سازد، بلکه جریانی از درآمد غیربالینی را برای بیمارستان ایجاد می‌کند. این اقدامات با سرمایه‌گذاری اندک از سوی بیمارستان، بازدهی قابل توجهی به همراه دارند.

۳.۱.۲. اقتصاد دانش‌بنیان: تجاری‌سازی تحقیقات، داده‌ها و آموزش

بیمارستان‌ها، به ویژه مراکز آموزشی، کانون‌های تولید دانش و نوآوری هستند. تأسیس یک دفتر انتقال فناوری برای تجاری‌سازی نتایج تحقیقات، ثبت اختراعات و همکاری با شرکت‌های دانش‌بنیان می‌تواند یک منبع درآمدی بسیار سودآور باشد. دانشگاه علوم پزشکی شیراز با تجاری‌سازی محصولاتی به ارزش بیش از هزار میلیارد ریال در سال ۱۴۰۲، نمونه‌ای موفق از این رویکرد است. این محصولات شامل نرم‌افزارهای پزشکی، تجهیزات جراحی و آزمایشگاهی و داروهای نوین بوده‌اند. همچنین، داده‌های بالینی بیمارستان، پس از بی‌نام‌سازی کامل و با رعایت دقیق قوانین حفظ حریم خصوصی، یک دارایی ارزشمند برای شرکت‌های دارویی، پژوهشگران و نهادهای سیاست‌گذار سلامت محسوب می‌شود. ارائه خدمات آموزشی تخصصی، برگزاری کارگاه‌ها و دوره‌های بازآموزی برای متخصصان خارج از بیمارستان نیز راهی دیگر برای تبدیل دانش انباشته به درآمد است.

۳.۱.۳. از اپراتور تا مشاور: ارائه تخصص مدیریتی و عملیاتی

بیمارستان‌های موفق و باسابقه، دارای سرمایه معنوی عظیمی در زمینه مدیریت، بهبود کیفیت و فرآیندهای عملیاتی هستند. این تخصص را می‌توان به یک خدمت قابل فروش تبدیل کرد. ایجاد یک بازوی مشاوره‌ای برای ارائه خدمات مدیریتی به بیمارستان‌های کوچکتر، کلینیک‌ها یا حتی مراکز درمانی در کشورهای همسایه، یک جریان درآمدی با حاشیه سود بالا و نیاز به سرمایه‌گذاری اندک ایجاد می‌کند. این خدمات می‌تواند شامل مشاوره در زمینه اعتباربخشی، مدیریت چرخه درآمد، بهینه‌سازی فرآیندها و پیاده‌سازی سیستم‌های اطلاعاتی باشد. این استراتژی، نشان‌دهنده یک تغییر پارادایم از مدل کسب‌وکار B2C (ارائه خدمت به بیمار) به مدل B2B (ارائه خدمت به سازمان‌های دیگر) است که نیازمند توسعه قابلیت‌های جدیدی در حوزه بازاریابی و فروش سازمانی است.

۳.۲. گسترش زنجیره مراقبت

این استراتژی‌ها با ارائه خدمات در مراحل پیش و پس از بستری، بیمارستان را به یک مرکز جامع سلامت تبدیل کرده و نقاط تماس با بیمار را افزایش می‌دهند.

۳.۲.۱. بیمارستان در منزل: توسعه خدمات جامع مراقبت در منزل

با راه‌اندازی یک واحد رسمی “مراقبت در منزل”، بیمارستان می‌تواند خدمات خود را به خانه‌های بیماران گسترش دهد. این خدمات شامل پرستاری تخصصی، فیزیوتراپی، مراقبت‌های پس از جراحی، تزریقات و نمونه‌گیری است. این رویکرد نه تنها یک منبع درآمد جدید (اغلب با پرداخت مستقیم) ایجاد می‌کند، بلکه با تسهیل ترخیص زودهنگام بیماران، به کاهش مدت اقامت و آزاد شدن تخت‌های بیمارستانی کمک کرده و به این ترتیب، درآمد اصلی بیمارستان را نیز تقویت می‌کند.

۳.۲.۲. تندرستی و پیشگیری: تأسیس مراکز سلامت، تناسب اندام و توانبخشی

تغییر تمرکز از “درمان بیماری” به “ارتقای سلامتی”، بیمارستان را قادر می‌سازد تا جمعیت جدیدی از مشتریان را جذب کند. تأسیس مراکز تخصصی توانبخشی، فیزیوتراپی، مشاوره تغذیه، کلینیک‌های ترک اعتیاد و حتی مراکز تناسب اندام و سلامتی (Wellness Centers) می‌تواند جریان‌های درآمدی پایداری ایجاد کند که کمتر به بیمه‌ها وابسته هستند. این مراکز می‌توانند خدماتی مانند ماساژ درمانی، پیلاتس و برنامه‌های تندرستی شرکتی را ارائه دهند که جذابیت بالایی برای افراد سالم و سازمان‌ها دارند.

۳.۲.۳. قطب‌های تخصصی سرپایی: ایجاد کلینیک‌های سودآور و متمرکز

بسیاری از خدمات تخصصی و سودآور را می‌توان از بدنه اصلی بیمارستان جدا کرده و در قالب کلینیک‌های سرپایی مستقل و کارآمد ارائه داد. راه‌اندازی کلینیک‌های تخصصی پرتقاضا مانند جراحی‌های زیبایی، درمان ناباروری، مدیریت درد، خدمات دندانپزشکی و چشم‌پزشکی (مانند آنژیوگرافی چشم) می‌تواند حاشیه سود بالایی داشته باشد، زیرا بسیاری از این خدمات تحت پوشش بیمه‌های پایه نیستند و بیماران هزینه آن‌ها را به صورت شخصی پرداخت می‌کنند. بیمارستان “جانز هاپکینز” با راه‌اندازی بخش جراحی زیبایی، سالانه میلیون‌ها دلار درآمد اضافی کسب کرده است. این کلینیک‌ها می‌توانند در مکان‌های جغرافیایی متفاوتی تأسیس شوند تا دسترسی بیماران را تسهیل کرده و حوزه نفوذ برند بیمارستان را گسترش دهند.

۳.۳. مرزهای نوین در ارائه خدمات سلامت

این حوزه بر استفاده از فناوری و هدف‌گیری بازارهای خاص و پردرآمد برای ایجاد مزیت رقابتی و رشد درآمدی تمرکز دارد.

۳.۳.۱. تحول دیجیتال: پزشکی از راه دور، مشاوره‌های مجازی و اپلیکیشن‌های سلامت

فناوری دیجیتال مرزهای جغرافیایی را از میان برداشته و فرصت‌های جدیدی برای ارائه خدمات ایجاد کرده است. راه‌اندازی یک پلتفرم قدرتمند “پزشکی از راه دور” (Telemedicine) برای مشاوره‌های آنلاین، ارائه نظر دوم تخصصی و پایش بیماران مزمن، می‌تواند بیماران را از مناطق دورافتاده و حتی کشورهای دیگر جذب کند. بیمارستان “شیبا” در اسرائیل با استفاده از این مدل، توانست ضمن ایجاد درآمد مستقیم، مراجعات حضوری خود را نیز افزایش دهد. تولید محتوای آموزشی مانند ویدیوهای یوتیوب یا مقالات تخصصی نیز می‌تواند بیمارستان را به یک مرجع علمی تبدیل کرده و به جذب بیمار کمک کند.

۳.۳.۲. بازارهای با حاشیه سود بالا: گردشگری سلامت، جراحی‌های انتخابی و برنامه‌های سلامت شرکتی

ایران به دلیل برخورداری از نیروی انسانی ماهر و هزینه‌های درمانی رقابتی، پتانسیل بالایی در حوزه “گردشگری سلامت” دارد. تأسیس یک واحد بیماران بین‌الملل (IPD) مجهز، با کادر چندزبانه و بازاریابی هدفمند در کشورهای منطقه، می‌تواند یک منبع درآمدی ارزی قابل توجه برای بیمارستان باشد. تمرکز بر جراحی‌های انتخابی (Elective) با حاشیه سود بالا مانند جراحی‌های زیبایی و چاقی نیز استراتژی دیگری برای افزایش درآمد است. علاوه بر این، طراحی و فروش بسته‌های جامع سلامت به سازمان‌ها و شرکت‌ها، شامل معاینات دوره‌ای، خدمات طب کار و برنامه‌های مدیریت استرس، یک بازار B2B پایدار و رو به رشد را هدف قرار می‌دهد.

۳.۴. مدل‌های همکاری استراتژیک

این رویکردها بر استفاده از سرمایه و تخصص بخش خصوصی برای کاهش بار مالی و افزایش کارایی بیمارستان‌های دولتی تمرکز دارند.

جدول ۲: تحلیل تطبیقی مدل‌های مشارکت عمومی-خصوصی (PPP) برای بیمارستان‌ها

نوع مدلشرح مختصرتخصیص ریسک اصلینقش شریک خصوصینقش شریک دولتیمناسبت برای ایران
قرارداد مدیریتواگذاری مدیریت عملیاتی بیمارستان به یک اپراتور خصوصی برای یک دوره مشخص.عملیاتی (خصوصی)مدیریت روزمره، بهبود کارایی، استخدام پرسنل (در برخی مدل‌ها).مالکیت دارایی، تعیین تعرفه‌ها، نظارت بر کیفیت.بالا؛ به دلیل نیاز به بهبود کارایی مدیریتی بدون واگذاری مالکیت.
ساخت-بهره‌برداری-انتقال (BOT)بخش خصوصی تأمین مالی، ساخت و بهره‌برداری از یک مرکز جدید را برای یک دوره مشخص بر عهده می‌گیرد و در پایان، مالکیت را به دولت منتقل می‌کند.ساخت و مالی (خصوصی)تأمین مالی کامل، طراحی و ساخت، بهره‌برداری و نگهداری.ارائه زمین، تضمین خرید خدمت، نظارت بر استانداردها.متوسط؛ نیازمند چارچوب‌های قانونی قوی و قراردادهای بلندمدت پایدار است.
ساخت-مالکیت-بهره‌برداری (BOO)بخش خصوصی مالکیت دائمی دارایی را در اختیار دارد و خدمات را بر اساس قرارداد به بخش دولتی می‌فروشد.کامل (خصوصی)تأمین مالی، ساخت، مالکیت دائمی و بهره‌برداری.خرید خدمت، نظارت بر تعرفه و کیفیت.پایین؛ به دلیل حساسیت‌های مربوط به واگذاری دائمی مالکیت مراکز درمانی.
اجاره-توسعه-بهره‌برداری (LDO)بخش خصوصی یک مرکز دولتی موجود را اجاره کرده، آن را توسعه داده و برای مدتی بهره‌برداری می‌کند.عملیاتی و توسعه (خصوصی)سرمایه‌گذاری برای نوسازی، مدیریت و بهره‌برداری.مالکیت دارایی، دریافت اجاره‌بها، نظارت.بالا؛ مناسب برای نوسازی و افزایش کارایی بیمارستان‌های فرسوده موجود.

۳.۴.۱. مشارکت عمومی-خصوصی (PPP): نگاهی عمیق به مدل‌های کارآمد

مشارکت عمومی-خصوصی (PPP) راهکاری است که در آن، بخش دولتی از سرمایه، نوآوری و کارایی مدیریتی بخش خصوصی برای اجرای پروژه‌های بزرگ زیرساختی مانند بیمارستان‌ها بهره می‌برد. این مدل‌ها به دولت اجازه می‌دهند تا بدون نیاز به بودجه‌های عمرانی سنگین، مراکز درمانی جدید احداث یا مراکز موجود را نوسازی کند. یکی از مدل‌های موفق، واگذاری مدیریت مجموعه‌ای از بیمارستان‌های دولتی به یک “اپراتور بیمارستانی” (Hospital Operator) خصوصی است. در این طرح، اپراتور متعهد می‌شود که با تعرفه‌های دولتی، شاخص‌های کیفی و کمی تعیین‌شده توسط وزارت بهداشت را محقق سازد. این رویکرد، ضمن حفظ مالکیت دولتی و دسترسی عمومی، تصدی‌گری دولت را کاهش داده و بهره‌وری را افزایش می‌دهد.

۳.۴.۲. سرمایه‌گذاری مشترک و برون‌سپاری: داروخانه، آزمایشگاه و تصویربرداری خصوصی

برون‌سپاری خدمات غیربالینی اما بالقوه سودآور، یک استراتژی هوشمندانه برای افزایش درآمد و کاهش هزینه‌های سرمایه‌ای است. واگذاری داروخانه بیمارستان (به ویژه بخش سرپایی) به بخش خصوصی از طریق اجاره یا قرارداد مشارکت در سود، می‌تواند مدیریت موجودی را بهبود بخشیده و ضمن ارائه خدمات بهتر، درآمدی پایدار برای بیمارستان ایجاد کند. به همین ترتیب، برون‌سپاری خدمات تشخیصی مانند آزمایشگاه و تصویربرداری به شرکت‌های تخصصی که در محل بیمارستان فعالیت می‌کنند، بیمارستان را از هزینه‌های هنگفت خرید و نگهداری تجهیزات پیشرفته بی‌نیاز می‌کند و در عین حال، از طریق اجاره فضا، درآمدزایی می‌نماید.


بخش ۴: نقشه راه اجرا: از استراتژی تا درآمد پایدار

این بخش، راهنمای عملی برای پیاده‌سازی استراتژی‌های ذکرشده را ارائه می‌دهد و به چالش‌های قانونی، مالی، بازاریابی و سازمانی که بیمارستان‌ها در مسیر تنوع‌بخشی با آن‌ها روبرو خواهند شد، می‌پردازد.

۴.۱. پیمایش چشم‌انداز قانونی و مقرراتی در ایران

اجرای هر یک از استراتژی‌های نوین درآمدزایی نیازمند درک دقیق و رعایت چارچوب‌های قانونی کشور است.

  • مجوزهای عمومی و تعرفه‌ها: ماده ۲۴ قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت، به وزارت بهداشت اجازه می‌دهد در ازای صدور و تمدید انواع پروانه‌ها (مطب، مؤسسات پزشکی، کارخانه‌ها) وجوهی را بر اساس تعرفه‌های مصوب هیأت وزیران دریافت کند. این ماده، مبنای قانونی برای بسیاری از فعالیت‌های درآمدزای مرتبط با صدور مجوز را فراهم می‌کند. همچنین، آیین‌نامه‌های مربوط به اداره بیمارستان‌های هیأت امنایی، امکاناتی مانند اداره حداکثر ۱۰ درصد تخت‌ها از طریق بیمه‌های تکمیلی با تعرفه بخش خصوصی را پیش‌بینی کرده‌اند که خود یک راه تنوع‌بخشی درآمدی است.
  • مقررات مشارکت عمومی-خصوصی (PPP): قوانین ایران، مدل‌های مشارکت بخش خصوصی و دولتی را به رسمیت شناخته‌اند. این مشارکت‌ها به بخش خصوصی اجازه می‌دهند تا در پروژه‌هایی مانند ساخت یا اداره بیمارستان‌ها سرمایه‌گذاری کرده و در ازای آن، از منافع عملیاتی بهره‌مند شود. با این حال، اجرای موفق این طرح‌ها نیازمند قراردادهای حقوقی بسیار دقیق برای توزیع ریسک و تعیین تعهدات طرفین است.
  • قوانین تبلیغات پزشکی: هرگونه فعالیت بازاریابی برای خدمات جدید باید در چارچوب دستورالعمل‌های سازمان نظام پزشکی انجام شود. این قوانین استفاده از عبارات تفضیلی و عالی (مانند بهترین، اولین، مجهزترین)، شعارهای تبلیغاتی تشویقی (مانند تخفیف، رایگان، تضمینی) و انتشار تصاویر بیماران بدون رضایت صریح را ممنوع کرده است. این محدودیت‌ها نیازمند اتخاذ رویکردهای بازاریابی محتوایی و مبتنی بر اطلاع‌رسانی به جای تبلیغات مستقیم است.
  • حریم خصوصی و تجاری‌سازی داده‌ها: تجاری‌سازی داده‌های سلامت با چالش‌های قانونی جدی روبرو است. اگرچه اصل بر مالکیت بیمار بر داده‌هایش استوار است، اما قوانین ایران در این زمینه به شفافیت و جامعیت مقررات بین‌المللی مانند HIPAA (در آمریکا) و GDPR (در اروپا) نیست. رویکرد غالب برای استفاده پژوهشی یا تجاری از داده‌ها، “هویت‌زدایی” کامل است تا هرگونه اطلاعات شناسایی‌کننده فرد حذف شود. هرگونه استفاده تجاری از داده‌ها نیازمند چارچوب‌های رضایت‌نامه بسیار دقیق و شفاف است.

۴.۲. مدل‌سازی مالی و ارزیابی ریسک برای کسب‌وکارهای جدید

پیش از ورود به هر حوزه جدید، ارزیابی دقیق مالی و مدیریتی ضروری است. برای هر طرح تنوع‌بخشی باید یک “طرح کسب‌وکار” (Business Plan) مدون تهیه شود که شامل تحلیل بازار، برآورد هزینه‌های اولیه و جاری، پیش‌بینی درآمد و تحلیل نقطه سر به سر باشد. انجام “تحلیل هزینه-فایده” برای خدمات جدید، یک الزام است تا از سودآوری آن‌ها اطمینان حاصل شود. علاوه بر ریسک‌های مالی مانند فراتر رفتن هزینه‌ها از بودجه، باید ریسک‌های عملیاتی (عدم دستیابی به کیفیت مطلوب) و ریسک‌های اعتباری (آسیب به برند و شهرت بیمارستان) نیز شناسایی و برای مدیریت آن‌ها برنامه‌ریزی شود.

۴.۳. بازاریابی و برندسازی برای خطوط خدمات جدید

ورود به بازارهای جدید نیازمند استراتژی‌های بازاریابی متناسب است. برای جذب مشتری در حوزه‌هایی مانند خدمات تندرستی یا مشاوره، نمی‌توان به روش‌های سنتی جذب بیمار اتکا کرد.

  • بازاریابی دیجیتال: ایجاد یک وب‌سایت حرفه‌ای با قابلیت نوبت‌دهی آنلاین و حضور فعال در شبکه‌های اجتماعی برای انتشار محتوای آموزشی و اطلاع‌رسانی درباره خدمات جدید، امری ضروری است.
  • بازاریابی محتوایی: تولید محتوای ارزشمند مانند ویدیوهای آموزشی، مقالات و وبلاگ‌های تخصصی، بیمارستان را به عنوان یک مرجع معتبر در ذهن مخاطبان تثبیت کرده و به طور غیرمستقیم بیماران جدید را جذب می‌کند.
  • تفکیک استراتژی B2C و B2B: بازاریابی برای بیماران (B2C) بر تجربه، اعتماد و کیفیت متمرکز است، در حالی که بازاریابی برای سازمان‌ها (B2B) – مثلاً برای فروش بسته‌های سلامت شرکتی – بر بازگشت سرمایه، کارایی و قراردادهای بلندمدت تأکید دارد. تیم بازاریابی بیمارستان باید برای هر یک از این دو حوزه، قابلیت‌های متفاوتی را توسعه دهد.

۴.۴. رهبری تحول: ساختار سازمانی و الزامات سرمایه انسانی

تنوع‌بخشی موفق، بیش از هر چیز نیازمند تحول در تفکر و ساختار مدیریتی است. یکی از چالش‌های اصلی در بیمارستان‌های ایران، کمبود آموزش‌های تخصصی مدیریتی در میان رؤسای بیمارستان‌ها است؛ به طوری که ممکن است تا ۹۰ درصد آن‌ها آموزش‌های کافی در این زمینه را ندیده باشند. این امر مانعی جدی برای اجرای طرح‌های پیچیده تجاری است. بیمارستان‌ها برای موفقیت در این مسیر باید یک “سیستم عامل دوگانه” ایجاد کنند: حفظ ساختار سلسله‌مراتبی، دقیق و ریسک‌گریز برای ارائه خدمات بالینی اصلی، و همزمان، ایجاد یک واحد یا ساختار جدید، چابک و کارآفرین برای مدیریت کسب‌وکارهای جدید. این واحد جدید باید استقلال عمل کافی در تصمیم‌گیری، بودجه‌بندی و استخدام نیرو داشته باشد تا درگیر بوروکراسی کندکننده سازمان اصلی نشود. علاوه بر این، بیمارستان نیازمند جذب یا پرورش استعدادهایی با مهارت‌های جدید در حوزه‌هایی مانند توسعه کسب‌وکار، تحلیل مالی، بازاریابی دیجیتال و حقوق قراردادها است. شناسایی نیروهای مستعد داخلی و توانمندسازی آن‌ها از طریق آموزش‌های مدیریتی می‌تواند راهکاری مؤثر برای تأمین این نیاز باشد.


بخش ۵: مطالعات موردی در نوآوری درآمدی: درس‌هایی از پیشگامان داخلی و بین‌المللی

این بخش با بررسی نمونه‌های واقعی، استراتژی‌های مطرح‌شده را در عمل نشان می‌دهد و الگوهای موفق و قابل انطباق را معرفی می‌کند.

۵.۱. الگوهای بین‌المللی: انطباق مدل‌های رهبران جهانی

  • کلینیک مایو و کلیولند کلینیک (آمریکا): موفقیت این مراکز جهانی بیش از آنکه مدیون فناوری‌های پیشرفته باشد، ریشه در سرمایه‌گذاری آن‌ها بر “زیرساخت‌های نرم” دارد: فرآیندهای استاندارد، فرهنگ بیمارمحوری و برندسازی قدرتمند. کلینیک مایو با بهینه‌سازی فرآیندها، مدت اقامت بیمار را کاهش داده و ظرفیت درآمدی خود را افزایش می‌دهد. کلیولند کلینیک با تمرکز وسواس‌گونه بر تجربه بیمار، وفاداری و جذب بیمار از سراسر جهان را تضمین می‌کند. این مدل‌ها نشان می‌دهند که بیمارستان‌های ایرانی می‌توانند با سرمایه‌گذاری نسبتاً کم در بهبود فرآیندها و فرهنگ سازمانی، به مزیت رقابتی قابل توجهی دست یابند.
  • بیمارستان جانز هاپکینز (آمریکا) و بیمارستان شیبا (اسرائیل): این دو مرکز، نمونه‌های برجسته‌ای از تنوع‌بخشی از طریق خدمات تخصصی و فناوری هستند. جانز هاپکینز با ایجاد بخش جراحی زیبایی، یک جریان درآمدی پر سود و عمدتاً غیربیمه‌ای ایجاد کرده است. بیمارستان شیبا با پیشگامی در حوزه سلامت دیجیتال و پزشکی از راه دور، توانسته بازار خود را فراتر از مرزهای فیزیکی گسترش دهد.
  • والمارت هلث (یک داستان هشداردهنده): شکست غول خرده‌فروشی والمارت در ورود به حوزه ارائه خدمات درمانی، یک درس مدیریتی حیاتی است. تحلیل این شکست نشان می‌دهد که تنوع‌بخشی به حوزه‌های غیرمرتبط بدون درک عمیق از پیچیدگی‌های آن صنعت و بدون ایجاد هم‌افزایی واقعی با کسب‌وکار اصلی، محکوم به شکست است. والمارت نتوانست اعتماد بیماران را جلب کند و هزینه‌های بالای راه‌اندازی و运营 مراکز درمانی را دست‌کم گرفته بود. این نمونه به بیمارستان‌ها هشدار می‌دهد که بر حوزه‌هایی تمرکز کنند که با قابلیت‌های اصلی آن‌ها هم‌راستا باشد.

۵.۲. پیشگامان داخلی: تحلیل استراتژی‌های تنوع‌بخشی بیمارستان‌های برتر ایران

اگرچه داده‌های مدونی در مورد استراتژی‌های درآمدی بیمارستان‌های ایران وجود ندارد، اما با تحلیل مدل کسب‌وکار و خدمات ارائه‌شده توسط مراکز پیشرو، می‌توان الگوهای موفق را شناسایی کرد.

  • مدل‌های بخش خصوصی (مانند عرفان، آتیه، پارسیان، کسری): این بیمارستان‌ها اغلب با ارائه خدمات با کیفیت بالا، تمرکز بر تجربه بیمار (هتلینگ)، راه‌اندازی کلینیک‌های فوق تخصصی متعدد و بهره‌گیری از تجهیزات مدرن، توانسته‌اند بخش پردرآمد بازار را جذب کنند. بیمارستان ابن سینا با تأسیس یک مرکز علمی-کاربردی، به طور مشخص وارد حوزه آموزش به عنوان یک منبع درآمد شده است. این مراکز نشان می‌دهند که تمرکز بر کیفیت و بخش‌های خاص بازار، یک استراتژی موفق در محیط ایران است.
  • مدل‌های برتر بخش دولتی (مانند شریعتی، مرکز قلب تهران، فارابی، شهید رجایی): این بیمارستان‌ها که موفق به کسب رتبه‌های برتر اعتباربخشی شده‌اند، ثابت کرده‌اند که تعالی عملیاتی و کیفیت بالا در بخش دولتی نیز دست‌یافتنی است. موفقیت آن‌ها عمدتاً ناشی از “تعمیق تمرکز” است؛ یعنی به جای تنوع‌بخشی گسترده، با تبدیل شدن به قطب علمی و درمانی در یک حوزه خاص (مانند قلب در بیمارستان شهید رجایی یا چشم در بیمارستان فارابی)، توانسته‌اند برند قدرتمندی ساخته و حجم بالای بیمار را جذب کنند.
  • مدل مؤسسه محب (غیرانتفاعی/PPP): مؤسسه محب یک نمونه منحصربه‌فرد و موفق از مشارکت با بیمارستان‌های دولتی (مانند بیمارستان یاس) برای ساخت و اداره بخش‌های جدید است. این مدل نشان می‌دهد که چگونه یک نهاد غیرانتفاعی می‌تواند با جذب سرمایه و پیاده‌سازی مدیریت کارآمد، بهره‌وری را در بخش دولتی افزایش دهد و خدمات با کیفیت‌تری ارائه کند. مزایای این مدل شامل کاهش هزینه‌ها از طریق خریدهای عمده و افزایش قدرت چانه‌زنی در برابر پزشکان به دلیل حجم بالای خدمات است.

بخش ۶: توصیه‌های استراتژیک و چشم‌انداز نهایی

این بخش نهایی، یافته‌های گزارش را در قالب یک برنامه اقدام اولویت‌بندی‌شده و توصیه‌های سیاست‌گذاری مشخص، جمع‌بندی کرده و چشم‌اندازی از آینده مدل کسب‌وکار بیمارستانی در ایران ارائه می‌دهد.

۶.۱. برنامه اقدام اولویت‌بندی‌شده برای مدیران بیمارستان‌ها

یک رویکرد مرحله‌ای برای مدیریت تحول و کاهش ریسک توصیه می‌شود:

  • فاز ۱ (۱۲-۰ ماه): تقویت هسته اصلی. تمرکز فوری باید بر بهینه‌سازی فرآیندهای داخلی باشد. اقداماتی نظیر تشکیل کمیته مدیریت کسورات بیمه، اجرای برنامه‌های بهبود تجربه بیمار و شناسایی و واگذاری فضاهای بلااستفاده برای اجاره، باید در اولویت قرار گیرند. این اقدامات با سرمایه‌گذاری کم، نتایج سریع به همراه داشته و پایه مالی لازم برای مراحل بعدی را فراهم می‌کنند.
  • فاز ۲ (۲۴-۱۲ ماه): راه‌اندازی کسب‌وکارهای با هم‌افزایی بالا. در این مرحله، بیمارستان باید بر توسعه خدماتی تمرکز کند که مستقیماً مأموریت اصلی آن را تکمیل و تقویت می‌کنند. راه‌اندازی واحد مراقبت در منزل، تأسیس کلینیک‌های تخصصی سرپایی در حوزه‌های پرتقاضا و طراحی بسته‌های سلامت برای سازمان‌ها، نمونه‌هایی از این کسب‌وکارها هستند.
  • فاز ۳ (بیش از ۲۴ ماه): ورود به فرصت‌های استراتژیک و سرمایه‌بر. پس از ایجاد ثبات مالی و کسب تجربه در فازهای قبلی، بیمارستان می‌تواند به سراغ فرصت‌های پیچیده‌تر و نیازمند سرمایه‌گذاری بیشتر برود. این موارد شامل توسعه برنامه‌های گردشگری سلامت، ورود جدی به حوزه تجاری‌سازی تحقیقات و بررسی مدل‌های مشارکت عمومی-خصوصی برای پروژه‌های بزرگ توسعه‌ای است.

۶.۲. توصیه‌های سیاست‌گذاری برای ذی‌نفعان نظام سلامت

تحول پایدار در سطح بیمارستانی نیازمند اصلاحات در سطح کلان است:

  • برای وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی: حرکت تدریجی به سوی واقعی‌سازی تعرفه‌ها بر مبنای قیمت تمام‌شده خدمات، امری اجتناب‌ناپذیر است. همچنین، ایجاد چارچوب‌های قانونی شفاف، ساده و حمایتی برای کسب‌وکارهای تجاری بیمارستان‌ها و پروژه‌های مشارکت عمومی-خصوصی، می‌تواند انگیزه سرمایه‌گذاری را افزایش دهد.
  • برای سازمان‌های بیمه‌گر: طراحی سازوکارهایی برای پرداخت سریع‌تر و شفاف‌تر مطالبات، از جمله پرداخت‌های علی‌الحساب مکفی، می‌تواند به حل بحران نقدینگی بیمارستان‌ها کمک کند. همچنین، می‌توان مدل‌های پرداخت تشویقی را برای بیمارستان‌هایی که کیفیت و کارایی بالاتری دارند، در نظر گرفت.
  • برای دانشگاه‌های علوم پزشکی: ترویج فرهنگ “کارآفرینی دانشگاهی” و ایجاد ساختارهای حمایتی مانند دفاتر انتقال فناوری کارآمد، می‌تواند پتانسیل عظیم بیمارستان‌های آموزشی در تولید ثروت از دانش را شکوفا سازد.

۶.۳. آینده مدل کسب‌وکار بیمارستان: یک چشم‌انداز نهایی

بحران مالی کنونی، فرصتی برای بازاندیشی بنیادین در مدل کسب‌وکار بیمارستان‌ها در ایران است. بیمارستان آینده، دیگر یک مرکز درمانی منفعل و وابسته به بودجه‌های دولتی و بیمه‌ای نخواهد بود. “بیمارستان تاب‌آور” آینده، یک پلتفرم پویا و چندوجهی برای سلامت و تندرستی است که با تکیه بر سبد درآمدی متنوع، در برابر شوک‌های اقتصادی مقاوم است. این بیمارستان، نهادی است که از طریق خدمات مشاوره‌ای، دانش مدیریتی خود را صادر می‌کند؛ با تجاری‌سازی تحقیقات، در مرزهای نوآوری حرکت می‌کند؛ با خدمات مراقبت در منزل و پزشکی از راه دور، مراقبت را از دیوارهای خود فراتر می‌برد؛ و با مشارکت با بخش خصوصی، به موتور توسعه اقتصادی در جامعه محلی خود تبدیل می‌شود. استراتژی‌های ارائه‌شده در این گزارش، تنها اقداماتی دفاعی برای مقابله با یک بحران نیستند، بلکه گام‌هایی تهاجمی به سوی ساختن یک نظام سلامت نوآور، کارآمد و پایدار برای آینده ایران هستند.


بیشتر از بیشینه سازان درآمد سلامت کشف کنید

برای دریافت آخرین پست‌ها به ایمیل خود مشترک شوید

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *