راهنمای جامع افزایش درآمد و سودآوری بیمارستان‌ها: استراتژی‌های کلیدی برای مدیریت مالی و عملیاتی در عصر جدید درمان

مقدمه اجرایی

خطاهای مستندسازی بالینی، چالشی دوگانه برای بیمارستان‌ها و مراکز درمانی محسوب می‌شوند: از یک سو، با به خطر انداختن ایمنی بیمار، هسته اصلی مأموریت درمانی را تضعیف می‌کنند و از سوی دیگر، با ایجاد کسورات مالی قابل توجه از سوی سازمان‌های بیمه‌گر، پایداری اقتصادی سازمان را تهدید می‌نمایند. این گزارش یک راهنمای جامع و عملی برای به کارگیری همزمان اصول مدیریت ناب (Lean Management) و تحلیل علل ریشه‌ای (Root Cause Analysis – RCA) جهت شناسایی، تحلیل و حل دائمی این خطاها ارائه می‌دهد.

رویکرد اصلی این راهنما بر پایه اصل پارتو (قانون ۸۰/۲۰) استوار است. این اصل بیان می‌کند که تقریباً ۸۰% از نتایج نامطلوب (در اینجا، کسورات مالی) از ۲۰% از علل (انواع خطاهای مستندسازی) ناشی می‌شوند. با تمرکز بر این “معدود خطاهای حیاتی” (Vital Few)، مدیران بیمارستان می‌توانند منابع محدود خود را به طور مؤثر به کار گرفته و از اتلاف انرژی و هزینه برای “بسیاری خطاهای جزئی” (Trivial Many) که تأثیر کمتری دارند، جلوگیری کنند.  

این گزارش به صورت گام به گام، یک نقشه راه شفاف را ترسیم می‌کند که از شناسایی داده‌محور مشکلات آغاز شده و با تشکیل تیم‌های بین‌رشته‌ای، اجرای تحلیل‌های عمیق با ابزارهای قدرتمندی مانند “۵ چرا” و “نمودار استخوان ماهی”، تدوین برنامه اقدام اصلاحی و در نهایت، پایش نتایج از طریق شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPIs) ادامه می‌یابد.

پیاده‌سازی این متدولوژی، فراتر از یک پروژه مقطعی، به دنبال ایجاد یک فرهنگ بهبود مستمر در سازمان است. نتیجه مورد انتظار، نه تنها بهبود کیفیت مستندات، افزایش ایمنی بیمار و کاهش چشمگیر کسورات مالی است، بلکه تقویت همکاری تیمی و توانمندسازی کارکنان برای حل مسائل در منشأ آن‌ها خواهد بود.  

بخش ۱: الزام تفکر ناب در مستندسازی بالینی

۱.۱. بازتعریف مستندسازی: از یک وظیفه اداری به یک جریان ارزش

در نگاه سنتی، مستندسازی بالینی اغلب به عنوان یک وظیفه اداری، یک الزام قانونی یا باری بر دوش کادر درمان تلقی می‌شود. با این حال، از منظر مدیریت ناب، مستندسازی بخشی حیاتی از “جریان ارزش” (Value Stream) بیمار است. جریان ارزش شامل تمام فعالیت‌هایی است که برای ارائه یک خدمت یا محصول به مشتری (بیمار) انجام می‌شود. هدف اصلی مدیریت ناب، “آفرینش ارزش” برای مشتری و “ریشه‌کن کردن اتلاف” در تمام مراحل است.  

بر این اساس، هر ورودی در پرونده بیمار باید از این منظر ارزیابی شود: آیا این اطلاعات ارزشی برای بیمار، تیم درمانی یا فرآیندهای آتی ایجاد می‌کند؟ آیا به تشخیص دقیق‌تر، درمان ایمن‌تر، هماهنگی بهتر بین بخش‌ها یا انتقال روان‌تر بیمار به مرحله بعدی مراقبت کمک می‌کند؟. فعالیت‌هایی که به این سؤالات پاسخ مثبت نمی‌دهند، به عنوان “اتلاف” (Muda) شناسایی شده و باید حذف یا بهینه‌سازی شوند. این تغییر دیدگاه، مستندسازی را از یک فعالیت واکنشی و پسینی به یک ابزار استراتژیک و پیشگیرانه برای بهبود کیفیت و کارایی تبدیل می‌کند.  

در واقع، مستندسازی بالینی را می‌توان به مثابه سیستم عصبی بیمارستان در نظر گرفت. اطلاعات ثبت‌شده، پیام‌هایی هستند که بین بخش‌های مختلف سازمان—از آزمایشگاه و رادیولوژی گرفته تا تیم پرستاری، پزشکان معالج، واحد کدگذاری و بخش مالی—منتقل می‌شوند. هرگونه خطا، تأخیر یا نقص در این مستندات، مانند نویز در سیگنال‌های عصبی عمل می‌کند. این نویز می‌تواند منجر به تصمیم‌گیری‌های بالینی اشتباه، تکرار آزمایش‌های غیرضروری، تأخیر در درمان و در نهایت، کسورات مالی و آسیب به بیمار شود. بنابراین، تمرکز صرف بر “تصحیح خطاها” پس از وقوع، رویکردی ناکارآمد است. رویکرد ناب به دنبال بهینه‌سازی کل این “سیستم ارتباطی” است تا از بروز خطا در وهله اول جلوگیری کند. این امر استراتژی حل مسئله را از “آموزش افراد برای دقت بیشتر” به سمت “طراحی فرآیندهای ضد خطا (Poka-yoke)” سوق می‌دهد.  

۱.۲. شناسایی ۸ نوع اتلاف (Muda) در فرآیندهای مستندسازی

فلسفه ناب هشت نوع اتلاف اصلی را شناسایی می‌کند که درک آن‌ها به تیم‌ها کمک می‌کند تا با یک زبان مشترک، ناکارآمدی‌ها را در فرآیندهای مستندسازی شناسایی و طبقه‌بندی کنند :  

  • اتلاف ناشی از خطاها (Defects): این واضح‌ترین نوع اتلاف است و شامل ثبت اطلاعات نادرست، کدهای تشخیصی اشتباه، یا مستندات ناقصی می‌شود که منجر به دوباره‌کاری، رد شدن صورتحساب‌ها (کسورات) و مهم‌تر از همه، آسیب بالقوه به بیمار می‌گردد.  
  • اتلاف ناشی از تولید بیش از حد (Overproduction): مستندسازی اطلاعاتی که هیچ ارزشی برای مراقبت فعلی یا آتی بیمار ندارند. یک مثال بارز، کپی-پیست کردن حجم زیادی از اطلاعات قدیمی در یادداشت‌های روزانه بدون بازبینی و ویرایش است که حجم پرونده را افزایش داده و یافتن اطلاعات کلیدی را دشوار می‌سازد.  
  • اتلاف ناشی از انتظار (Waiting): زمانی که فرآیندها به دلیل وابستگی به مراحل قبلی متوقف می‌شوند. مثال‌ها شامل انتظار پزشکان برای دریافت نتایج آزمایش‌ها جهت تکمیل شرح حال، انتظار واحد کدگذاری برای تکمیل و امضای پرونده توسط پزشک، یا تأخیر در ارسال خلاصه پرونده ترخیص به پزشک خانواده است.  
  • اتلاف ناشی از استعدادهای استفاده نشده کارکنان (Non-utilized Talent): نادیده گرفتن دانش و تجربه کارکنان خط مقدم (پرستاران، کدگذاران، متخصصان بهبود مستندسازی بالینی) در فرآیندهای بهبود. زمانی که راه‌حل‌ها فقط توسط مدیران ارشد دیکته می‌شوند، پتانسیل عظیمی برای بهبود از دست می‌رود.  
  • اتلاف ناشی از حمل و نقل (Transportation): حرکت غیرضروری اقلام یا اطلاعات. در دنیای پرونده‌های کاغذی، این شامل حرکت فیزیکی پرونده‌ها بین بخش‌ها بود. در سیستم‌های الکترونیکی، این می‌تواند به معنای انتقال ناکارآمد داده‌ها بین سیستم‌های غیریکپارچه باشد.  
  • اتلاف ناشی از انبارداری (Inventory): انباشت کار در حال انجام. پرونده‌های ناقص که منتظر تکمیل، امضا یا شفاف‌سازی هستند، مانند موجودی انبار عمل کرده و جریان کار واحدهای پایین‌دستی مانند کدگذاری و صدور صورتحساب را مختل می‌کنند.  
  • اتلاف ناشی از حرکت (Motion): حرکات غیرضروری افراد. این شامل جستجوی پرستاران برای یافتن فرم‌های صحیح، کلیک‌های متعدد و جابجایی بین صفحات مختلف در یک سیستم پرونده الکترونیک سلامت (EHR) با طراحی نامناسب، یا حرکت فیزیکی بین ایستگاه‌های کاری برای تکمیل یک وظیفه مستندسازی است.  
  • اتلاف ناشی از پردازش اضافی (Extra-Processing): انجام کارهایی بیش از آنچه برای ایجاد ارزش لازم است. ورود مجدد اطلاعات یکسان در فرم‌های مختلف، مستندسازی جزئیات غیرضروری که به مراقبت بیمار کمکی نمی‌کند، یا فرآیندهای تأیید چندلایه برای یک تغییر ساده در پرونده، همگی نمونه‌هایی از این نوع اتلاف هستند.  

۱.۳. کایزن (Kaizen): فلسفه بهبود مستمر در مستندسازی

حل مشکلات مستندسازی یک پروژه یک‌باره و تمام‌شدنی نیست. مدیریت ناب بر فلسفه “کایزن” یا “بهبود مستمر” تأکید دارد. این به معنای ایجاد فرهنگی است که در آن همه کارکنان، از مدیران ارشد تا کادر درمانی و اداری، به طور مداوم در تلاش برای شناسایی و حذف اتلاف‌ها در فرآیندهای کاری خود هستند. موفقیت در پیاده‌سازی این رویکرد نیازمند “تغییر ذهنیت سازمان” و پذیرش ارزش‌های جدیدی مانند تمرکز بر بیمار، کاهش هدررفت و کار تیمی است. این تحول فرهنگی باید توسط رهبری فعال و متعهد در سازمان حمایت و هدایت شود.  

در این میان، فناوری EHR یک شمشیر دولبه است. این ابزارها با هدف کاهش خطا و افزایش کارایی طراحی شده‌اند ، اما در عمل می‌توانند اتلاف‌های موجود را تشدید کنند. ویژگی‌هایی مانند کپی-پیست، اگر به درستی مدیریت نشوند، “اتلاف ناشی از خطاها” و “اتلاف پردازش اضافی” را به شدت تسریع می‌کنند. همچنین، حجم بالای هشدارها در سیستم می‌تواند منجر به “خستگی از هشدار” (Alert Fatigue) شود که خود یک عامل خطر جدید است. این نشان می‌دهد که فناوری به خودی خود راه‌حل نیست. بیمارستان‌ها باید ابتدا فرآیندهای کاری خود را بر اساس اصول ناب بازطراحی کرده و سپس فناوری را برای حمایت از آن فرآیندهای بهینه پیکربندی کنند، نه برعکس.  

بخش ۲: شناسایی “معدود خطاهای حیاتی”: کاربرد تحلیل پارتو در کسورات مستندسازی

۲.۱. درک اصل پارتو (قانون ۸۰/۲۰)

اصل پارتو، که به قانون ۸۰/۲۰ نیز معروف است، ابزاری قدرتمند برای اولویت‌بندی است. این اصل بیان می‌کند که در بسیاری از پدیده‌ها، تقریباً ۸۰٪ از نتایج از ۲۰٪ از علل ناشی می‌شوند. در زمینه کسورات بیمارستانی، این بدان معناست که بخش عمده‌ای از زیان مالی احتمالاً ناشی از تعداد محدودی از انواع خطاهای مستندسازی است. با شناسایی این “معدود خطاهای حیاتی” (vital few)، سازمان می‌تواند تلاش‌های بهبود خود را بر روی حوزه‌هایی متمرکز کند که بیشترین بازدهی را دارند و از هدر دادن منابع برای “بسیاری خطاهای جزئی” (trivial many) که تأثیر کمتری دارند، اجتناب ورزد.  

۲.۲. گام به گام تا شناسایی ۵ خطای اصلی: یک راهنمای داده‌محور

برای شناسایی این خطاهای کلیدی، باید یک رویکرد سیستماتیک و داده‌محور را دنبال کرد. این فرآیند شامل چهار گام اصلی است:

گام ۱: جمع‌آوری داده‌ها از منابع مختلف

برای به دست آوردن یک تصویر جامع، داده‌ها باید از چندین منبع جمع‌آوری شوند:

  • گزارش‌های واحد مالی و درآمد: مهم‌ترین منبع، داده‌های مربوط به رد شدن صورتحساب‌ها (Denials) از سوی سازمان‌های بیمه‌گر است. این گزارش‌ها معمولاً حاوی کدهای دلیلی هستند که به طور مشخص به نقص مستندات اشاره دارند.
  • گزارش‌های حوادث داخلی (Incident Reports): تحلیل گزارش‌های داخلی مربوط به خطاهای دارویی، سقوط بیمار، عفونت‌های بیمارستانی و سایر رویدادهای ناخواسته می‌تواند ارتباط بین مستندسازی ضعیف و آسیب به بیمار را آشکار سازد.  
  • نتایج ممیزی‌های داخلی و خارجی: یافته‌های ممیزی‌های انجام شده توسط نهادهای اعتباربخشی مانند The Joint Commission (JCI) یا تیم‌های بازرسی کیفیت داخلی، منبع ارزشمندی برای شناسایی الگوهای خطا هستند.  
  • پرس‌وجوهای واحد بهبود مستندسازی بالینی (CDI): تحلیل الگوهای پرس‌وجوهایی که متخصصان CDI برای پزشکان جهت شفاف‌سازی یا تکمیل مستندات ارسال می‌کنند، نشان‌دهنده حوزه‌هایی است که مستندات به طور مکرر مبهم یا ناقص هستند.  

گام ۲: دسته‌بندی خطاها

پس از جمع‌آوری داده‌ها، باید آن‌ها را در دسته‌بندی‌های معنادار و قابل اقدام طبقه‌بندی کرد. برخی از دسته‌بندی‌های رایج خطاهای مستندسازی عبارتند از:

  • خطاهای مربوط به خلاصه پرونده ترخیص (Discharge Summary Errors): شامل اطلاعات دارویی ناقص یا نادرست، عدم ذکر دلایل تغییر داروها، یا فقدان برنامه پیگیری مشخص که می‌تواند منجر به پذیرش مجدد بیمار شود.  
  • خطاهای مربوط به ثبت دستورات دارویی (MAR Errors): شامل ثبت دوز اشتباه، زمان اشتباه، عدم ثبت داروی داده شده، یا استفاده از اختصارات ممنوعه که ایمنی بیمار را مستقیماً تهدید می‌کند.  
  • مستندات ناقص یا گمشده (Incomplete/Missing Documentation): مانند عدم ثبت فرم رضایت آگاهانه، فقدان شرح حال کامل در بدو پذیرش، یا عدم ثبت علائم حیاتی در فواصل زمانی استاندارد.  
  • خطاهای ناشی از کپی-پیست (Copy-Paste Errors): تکرار اطلاعات قدیمی و نادرست که منجر به تناقض در پرونده بیمار و تصمیم‌گیری‌های بالینی اشتباه می‌شود.  
  • عدم ثبت تغییر وضعیت بیمار (Failure to Document Changes in Condition): عدم مستندسازی به موقع وخامت حال بیمار، پاسخ به درمان، یا بروز عوارض جانبی که می‌تواند منجر به تأخیر در اقدامات حیاتی شود.  

گام ۳: کمی‌سازی تأثیر مالی

برای هر دسته از خطاهای شناسایی‌شده، باید مجموع کسورات مالی مرتبط با آن را محاسبه کرد. این مرحله برای اولویت‌بندی عینی و جلب حمایت مدیران ارشد ضروری است.

گام ۴: ساخت نمودار پارتو

در این مرحله، داده‌های تحلیل‌شده به صورت بصری نمایش داده می‌شوند:

  1. دسته‌های خطا بر اساس میزان تأثیر مالی (از بیشترین به کمترین) مرتب می‌شوند.
  2. یک نمودار میله‌ای رسم می‌شود که هر میله نماینده یک نوع خطا و ارتفاع آن نشان‌دهنده میزان کسورات مرتبط است.
  3. یک خط تجمعی بر روی نمودار اضافه می‌شود که درصد تجمعی کسورات را با افزودن هر دسته خطا نشان می‌دهد.
  4. نقطه‌ای که این خط از مرز ۸۰% عبور می‌کند، به وضوح “معدود خطاهای حیاتی” را که باید تمرکز اصلی تحلیل علل ریشه‌ای بر روی آن‌ها باشد، مشخص می‌سازد.  

جدول ۱: الگوی تحلیل پارتو برای اولویت‌بندی خطاهای مستندسازی

جدول زیر یک نمونه عملی از نحوه سازماندهی داده‌ها برای تحلیل پارتو را نشان می‌دهد. این ابزار به تیم کمک می‌کند تا از داده‌های پراکنده به یک اولویت‌بندی استراتژیک و قابل دفاع دست یابد و منابع خود را به طور مؤثر متمرکز کند.

ردیفنوع خطای مستندسازی (مثال)تعداد تکرار در دوره (مثلاً یک فصل)مجموع کسورات مرتبط (ریال)درصد از کل کسوراتدرصد تجمعی
۱خلاصه ترخیص ناقص (داروهای کلیدی ذکر نشده)۱۵۰۵,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰۴۰%۴۰%
۲خطای ثبت دوز دارو در MAR۲۲۰۲,۵۰۰,۰۰۰,۰۰۰۲۰%۶۰%
۳عدم ثبت رضایت آگاهانه برای اقدامات پرخطر۸۰۱,۵۰۰,۰۰۰,۰۰۰۱۲%۷۲%
۴مستندات متناقض ناشی از کپی-پیست۳۰۰۱,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰۸%۸۰%
۵عدم ثبت به موقع تغییر وضعیت بیمار۱۲۰۷۵۰,۰۰۰,۰۰۰۶%۸۶%
سایر خطاها…

بخش ۳: آماده‌سازی برای تحلیل: تشکیل تیم RCA و تعریف دقیق مسئله

۳.۱. تشکیل تیم RCA بین‌رشته‌ای

یک تحلیل علل ریشه‌ای مؤثر، محصول کار فردی نیست، بلکه نیازمند دیدگاه‌های متنوع و دانش جمعی یک تیم بین‌رشته‌ای است. تیم RCA نباید صرفاً از مدیران تشکیل شود؛ حضور افرادی که مستقیماً با فرآیند درگیر هستند و با واقعیت‌های روزمره “کف کار” آشنایی دارند، برای رسیدن به علل ریشه‌ای واقعی ضروری است.  

اعضای کلیدی تیم:

  • رهبر تیم (Facilitator): فردی بی‌طرف و آموزش‌دیده در متدولوژی RCA که وظیفه هدایت جلسات، مدیریت بحث‌ها و اطمینان از تمرکز تیم بر فرآیند را بر عهده دارد.  
  • متخصص بهبود کیفیت/مدیر CDI: به عنوان کارشناس فرآیند، تحلیل داده و اصول بهبود مستندسازی.
  • پزشک و پرستار: نمایندگانی از بخش‌های بالینی که خطا در آن‌ها شیوع بالایی دارد. حضور آن‌ها برای درک چالش‌های بالینی، فشارهای کاری و جریان کار واقعی ضروری است.  
  • متخصص انفورماتیک یا IT: برای تحلیل مشکلات مرتبط با طراحی، عملکرد و قابلیت استفاده سیستم EHR.
  • متخصص مدیریت اطلاعات سلامت (HIM) / کدگذار پزشکی: برای ارائه دیدگاه در مورد فرآیندهای کدگذاری، الزامات بیمه‌گران و تأثیر مستندات بر صورتحساب نهایی.
  • داروساز بالینی: حضور این فرد به ویژه برای تحلیل خطاهای مرتبط با دارو (مانند خطاهای MAR یا خلاصه ترخیص) حیاتی است.

یک نکته مهم این است که افرادی که مستقیماً در یک حادثه خاص مقصر شناخته شده‌اند، نباید به عنوان عضو تیم RCA انتخاب شوند تا از سوگیری و حالت تدافعی جلوگیری شود. با این حال، این افراد مهم‌ترین منبع اطلاعات هستند و باید به طور محترمانه و در یک محیط امن با آن‌ها مصاحبه شود. همچنین، تیم باید از سوی مدیریت ارشد اختیارات لازم برای دسترسی به اطلاعات و پیشنهاد تغییرات را داشته باشد.  

۳.۲. تدوین بیانیه مسئله (Problem Statement)

قبل از شروع هرگونه تحلیل، تیم باید بر روی یک تعریف دقیق، واضح و عینی از مسئله مورد بررسی به توافق برسد. یک بیانیه مسئله خوب، مانند قطب‌نما عمل کرده و تیم را در مسیر درست هدایت می‌کند.  

ویژگی‌های یک بیانیه مسئله مؤثر:

  • مشخص می‌کند “چه چیزی” اشتباه رخ داده، نه “چرا” یا “چه کسی” مسئول است. مرحله تعریف مسئله، زمان تحلیل یا سرزنش نیست.  
  • قابل اندازه‌گیری است. در صورت امکان، باید شامل داده‌های کمی (تعداد، درصد، میزان خسارت مالی) باشد تا مقیاس مشکل را مشخص کند.
  • فاقد قضاوت و سرزنش است. زبان بیانیه باید کاملاً خنثی باشد.
  • محدوده تحلیل را مشخص می‌کند. باید مشخص باشد که تحلیل بر روی کدام بخش، کدام بازه زمانی و کدام نوع بیمار متمرکز است.

مثال‌هایی از بیانیه مسئله برای ۵ خطای اصلی شناسایی شده:

  • خطای ۱ (خلاصه ترخیص): “در سه ماهه گذشته، ۴۰٪ از خلاصه پرونده‌های ترخیص بیماران بخش داخلی فاقد مستندات کامل در مورد دلایل تغییرات دارویی در طول بستری بوده‌اند که این امر منجر به ۵ میلیارد ریال کسورات مالی شده است.”
  • خطای ۲ (MAR): “در بازه زمانی اول فروردین تا پایان خرداد، ۲۲۰ مورد خطای ثبت دوز دارو در برگه ثبت دارو (MAR) بخش جراحی گزارش شده است که منجر به ۲.۵ میلیارد ریال کسورات و ۱۲ مورد حادثه دارویی (ADE) شده است.”
  • خطای ۳ (رضایت آگاهانه): “بر اساس ممیزی داخلی پرونده‌های سه ماهه اخیر، در ۸۰ مورد از پرونده‌های بیماران تحت عمل جراحی قلب باز، فرم رضایت آگاهانه به طور کامل و مطابق با استانداردهای بیمارستان مستند نشده است.”
  • خطای ۴ (کپی-پیست): “تحلیل ۳۰۰ پرونده تصادفی از بخش‌های داخلی در ماه گذشته نشان می‌دهد که استفاده از قابلیت کپی-پیست در EHR منجر به تناقضات اطلاعاتی (مانند تفاوت بین شرح حال فعلی و معاینه فیزیکی) در ۱۵٪ از یادداشت‌های پیشرفت روزانه شده است.”
  • خطای ۵ (تغییر وضعیت): “در سه ماهه گذشته، در ۱۲۰ مورد از گزارش‌های حوادث مربوط به تأخیر در درمان، مشخص شده است که ثبت وخامت حال بیمار (مانند افت فشار خون یا کاهش سطح هوشیاری) توسط پرستاران با تأخیری بیش از ۳۰ دقیقه صورت گرفته است.”

بخش ۴: جعبه ابزار تحلیل ریشه‌ای: راهنمای عملی “۵ چرا” و “نمودار ایشیکاوا”

پس از تعریف دقیق مسئله، تیم RCA آماده است تا با استفاده از ابزارهای تحلیلی، به عمق مشکل نفوذ کند. دو ابزار کلاسیک و بسیار مؤثر در این زمینه، تکنیک “۵ چرا” و “نمودار ایشیکاوا” هستند.

۴.۱. کاوش عمیق با تکنیک “۵ چرا” (۵ Whys)

این تکنیک، با وجود سادگی ظاهری، ابزاری فوق‌العاده قدرتمند برای عبور از لایه‌های سطحی یک مشکل و رسیدن به علت ریشه‌ای آن است. منطق این روش، پرسیدن مکرر سؤال “چرا؟” است تا زمانی که به یک نقص اساسی در فرآیند یا سیستم برسیم. هدف، یافتن یک مشکل سیستمی است، نه متوقف شدن در “خطای انسانی”.  

مراحل اجرا:

  1. تحلیل را با بیانیه مسئله شروع کنید.
  2. از تیم بپرسید: “چرا این اتفاق افتاد؟”. پاسخ باید مبتنی بر حقایق و شواهد باشد، نه حدس و گمان.  
  3. پاسخ به دست آمده را به عنوان مبنای سؤال “چرا؟” بعدی قرار دهید.
  4. این فرآیند پرسش و پاسخ را تکرار کنید. اگرچه نام این تکنیک “۵ چرا” است، اما ممکن است برای رسیدن به علت ریشه‌ای به کمتر یا بیشتر از پنج سؤال نیاز باشد.  
  5. زمانی به علت ریشه‌ای رسیده‌اید که پاسخ به “چرا؟”ی بعدی، دیگر اطلاعات مفیدی ارائه ندهد و به یک سیاست، فرآیند یا استاندارد معیوب یا ناموجود اشاره کند.  

مثال کاربردی: تحلیل خطای ثبت دوز دارو در MAR (خطای شماره ۲)

  • مسئله: یک پرستار به بیمار دوز اشتباهی از یک دارو را تزریق کرده است.
  • چرا ۱؟ چرا پرستار دوز اشتباه را تزریق کرد؟
    • پاسخ: چون دستور دارو در سیستم به صورت مبهم وارد شده بود (“یک ویال هپارین”) و ویال‌هایی با غلظت‌های متفاوت (۱,۰۰۰ واحد و ۱۰,۰۰۰ واحد) در بخش موجود بود.
  • چرا ۲؟ چرا دستور دارو مبهم (بدون ذکر غلظت) ثبت شده بود؟
    • پاسخ: چون پزشک در هنگام وارد کردن دستور در سیستم EHR، از یک الگوی پیش‌فرض (Template) استفاده کرده که فیلد غلظت را به صورت خودکار پر نکرده و پزشک نیز به دلیل عجله، فراموش کرده آن را به صورت دستی وارد کند.
  • چرا ۳؟ چرا سیستم EHR اجازه ثبت یک دستور دارویی ناقص (بدون غلظت) را داده است؟
    • پاسخ: چون قوانین اعتبارسنجی (Validation Rules) در سیستم برای اجباری کردن فیلد غلظت برای داروهای پرخطر فعال نشده‌اند و سیستم هیچ هشدار یا مانعی برای ثبت دستور ناقص ایجاد نکرده است.
  • چرا ۴؟ چرا این قوانین اعتبارسنجی بالینی در سیستم پیاده‌سازی نشده‌اند؟
    • پاسخ: چون در زمان پیاده‌سازی اولیه EHR، تیم پروژه برای تسریع در راه‌اندازی و جلوگیری از مقاومت پزشکان در برابر هشدارهای متعدد، بسیاری از این قوانین ایمنی را به حالت غیراجباری تنظیم کرده بود.
  • چرا ۵؟ چرا پس از راه‌اندازی اولیه، هیچ فرآیندی برای بازنگری، اولویت‌بندی و فعال‌سازی این قوانین ایمنی وجود نداشته است؟
    • پاسخ (علت ریشه‌ای): سازمان فاقد یک ساختار حاکمیتی مشخص (Governance) برای مدیریت و بهینه‌سازی مستمر سیستم EHR است. مسئولیت بازنگری و به‌روزرسانی قوانین بالینی سیستم بین واحد IT، تیم بالینی و کمیته ایمنی بیمار به طور شفاف تعریف نشده است.

در این مثال، تحلیل از سرزنش پرستار یا پزشک فراتر رفته و یک ضعف سیستمی عمیق را آشکار می‌کند. راه‌حل، نه “توبیخ پرستار” یا “یادآوری به پزشک”، بلکه ایجاد یک کمیته راهبری برای EHR است.

۴.۲. ترسیم نقشه پیچیدگی با نمودار ایشیکاوا (استخوان ماهی)

برای مشکلات پیچیده‌تر که چندین علت بالقوه دارند، نمودار ایشیکاوا (که به آن نمودار علت و معلول یا استخوان ماهی نیز می‌گویند) ابزاری ایده‌آل است. این نمودار به تیم کمک می‌کند تا به صورت ساختاریافته طوفان فکری (Brainstorming) کرده و علل احتمالی را در دسته‌بندی‌های منطقی سازماندهی کند.  

مراحل ساخت نمودار:

  1. بیانیه مسئله را در “سر ماهی” (در سمت راست نمودار) بنویسید.  
  2. یک خط افقی به سمت چپ رسم کنید که “ستون فقرات” ماهی را تشکیل می‌دهد.
  3. “استخوان‌های اصلی” را به عنوان دسته‌بندی‌های اصلی علل به ستون فقرات متصل کنید. در حوزه بهداشت و درمان، دسته‌بندی‌های رایج عبارتند از :
    • افراد (People/Manpower): مسائل مربوط به دانش، مهارت، آموزش، خستگی و فرسودگی شغلی ، ارتباطات و کار تیمی.  
    • فرآیند (Process/Method): نبود پروتکل‌های استاندارد (مانند SBAR برای تحویل بیمار)، فرآیندهای کاری پیچیده و ناکارآمد، عدم وجود چک‌لیست‌ها.
    • فناوری (Technology/Machine): طراحی نامناسب EHR، عدم یکپارچگی سیستم‌ها، هشدارهای ناکارآمد یا بیش از حد، خرابی تجهیزات (مانند پرینتر مچ‌بند بیمار).  
    • سیاست‌ها و رویه‌ها (Policies/Management): سیاست‌های مبهم یا متناقض، عدم وجود فرهنگ گزارش‌دهی بدون سرزنش ، کمبود نیروی انسانی و فشار کاری.  
    • محیط (Environment): شلوغی بخش، نور نامناسب، وقفه‌های مکرر حین انجام کار.  
    • مواد (Materials): برچسب‌گذاری نامشخص داروها، فرم‌های کاغذی گیج‌کننده، در دسترس نبودن لوازم.
  4. برای هر دسته، از طریق طوفان فکری، علل بالقوه را به عنوان “استخوان‌های فرعی” اضافه کنید. برای هر علت فرعی نیز می‌توان با پرسیدن “چرا؟” به لایه‌های عمیق‌تر و جزئی‌تر رسید.  
  5. پس از تکمیل، نمودار را تحلیل کرده و عللی را که به نظر می‌رسد بیشترین تأثیر را دارند یا در دسته‌های مختلف تکرار شده‌اند، به عنوان علل کلیدی برای بررسی بیشتر مشخص کنید.  

مثال کاربردی: نمودار استخوان ماهی برای “خلاصه ترخیص ناقص” (خطای شماره ۱)

  • سر ماهی (مسئله): ۴۰٪ از خلاصه‌های ترخیص فاقد اطلاعات کامل در مورد تغییرات دارویی هستند.
  • استخوان‌ها (علل بالقوه):
    • افراد:
      • پزشکان اینترن و رزیدنت با فرآیند و اهمیت آن آشنا نیستند (کمبود آموزش).
      • خستگی پزشک در پایان شیفت منجر به فراموشی و ثبت ناقص اطلاعات می‌شود (فرسودگی شغلی).
      • پزشک اهمیت این بخش از خلاصه پرونده را برای پزشک خانواده درک نمی‌کند (عدم آگاهی از نیازهای مراقبت اولیه).
    • فرآیند:
      • هیچ چک‌لیست استانداردی برای تکمیل خلاصه ترخیص وجود ندارد.
      • داروساز بالینی در فرآیند تهیه یا بازبینی خلاصه ترخیص مشارکت ندارد.
      • فشار زمانی برای ترخیص سریع بیمار، باعث می‌شود مستندسازی با عجله و به صورت ناقص انجام شود.  
    • فناوری:
      • سیستم EHR به طور خودکار لیست داروهای شروع شده، تغییر یافته و قطع شده را در بخش مربوطه در خلاصه ترخیص وارد نمی‌کند و نیاز به ورود دستی دارد.  
      • رابط کاربری بخش خلاصه ترخیص در EHR پیچیده و کاربرپسند نیست.
      • عدم یکپارچگی بین سیستم اطلاعات داروخانه و EHR باعث می‌شود دسترسی به تاریخچه کامل دارویی دشوار باشد.
    • سیاست‌ها:
      • هیچ سیاست مشخصی برای مسئولیت بازبینی نهایی کیفیت خلاصه ترخیص وجود ندارد.
      • هیچ بازخوردی در مورد کیفیت خلاصه‌های ترخیص به پزشکان ارائه‌دهنده داده نمی‌شود.
      • فرهنگ سازمانی، سرعت ترخیص بیمار را بر کیفیت مستندسازی اولویت می‌دهد.

این دو ابزار تحلیلی، رقیب یکدیگر نیستند، بلکه مکمل هم هستند. نمودار ایشیکاوا به تیم کمک می‌کند تا وسعت مشکل و تمام عوامل بالقوه را ببیند، در حالی که تکنیک “۵ چرا” به تیم اجازه می‌دهد تا برای هر یک از عوامل کلیدی شناسایی‌شده، به عمق نفوذ کند. استفاده ترکیبی از آن‌ها یک تحلیل جامع و چندلایه را ممکن می‌سازد. نکته حیاتی در هر دو روش این است که هرگاه تحلیل به “خطای انسانی” (مانند “پرستار فراموش کرد” یا “پزشک دقت نکرد”) رسید، این نقطه پایان نیست، بلکه یک علامت است. در چنین نقطه‌ای باید پرسید: “کدام ضعف در سیستم، فرآیند یا محیط کاری ما، این فرد خوب و باانگیزه را در موقعیتی قرار داد که این خطا را مرتکب شود؟”. این تغییر دیدگاه، تمرکز را از تنبیه و سرزنش به سمت پیشگیری و بهبود سیستماتیک منتقل می‌کند.  

بخش ۵: از تحلیل تا اقدام: تدوین و اجرای اقدامات اصلاحی مؤثر

۵.۱. طراحی اقدامات اصلاحی (Countermeasures) هدفمند

هدف نهایی تحلیل علل ریشه‌ای، تولید یک گزارش زیبا نیست، بلکه ایجاد تغییرات معنادار و پایدار است. پس از شناسایی علل ریشه‌ای، تیم باید راه‌حل‌ها یا “اقدامات اصلاحی” را طراحی کند که مستقیماً آن علل را هدف قرار دهند. اگر فرآیند RCA به اقدام عملی منجر نشود، تمام تلاش‌ها بی‌فایده بوده است.  

مهم است که اقدامات اصلاحی بر اساس قدرت و اثربخشی آن‌ها اولویت‌بندی شوند:

  • اقدامات قوی (Strong Actions): این اقدامات، تغییراتی فیزیکی یا سیستمی هستند که خطا را غیرممکن یا بسیار دشوار می‌کنند. آن‌ها به حافظه یا هوشیاری انسان وابسته نیستند. مثال‌ها شامل اجباری کردن فیلدهای کلیدی در EHR، استفاده از سیستم بارکدخوان برای تجویز دارو (BCMA)، یا طراحی مجدد یک فرآیند کاری برای حذف مراحل مستعد خطا است.  
  • اقدامات متوسط (Intermediate Actions): این اقدامات شامل استانداردسازی، استفاده از چک‌لیست‌ها، افزایش نظارت و بهبود ارتباطات می‌شوند. مثال‌ها شامل پیاده‌سازی پروتکل ارتباطی ساختاریافته مانند SBAR برای تحویل بیمار یا ایجاد یک چک‌لیست استاندارد برای تکمیل خلاصه ترخیص است.  
  • اقدامات ضعیف (Weak Actions): این اقدامات معمولاً به حافظه، انگیزه و هوشیاری افراد متکی هستند و کمترین پایداری را دارند. مثال‌ها شامل “آموزش مجدد کارکنان”، “نوشتن یک سیاست جدید” یا صرفاً “یادآوری به کارکنان برای دقت بیشتر” است. اگرچه آموزش ضروری است، اما به تنهایی به عنوان یک راه‌حل کافی نیست.  

۵.۲. نمونه‌هایی از اقدامات اصلاحی برای ۵ خطای اصلی

  • برای خلاصه ترخیص ناقص:
    • قوی: بازطراحی فرم خلاصه ترخیص در EHR به صورت یک الگوی هوشمند (Smart Template) که به طور خودکار لیست داروها، تغییرات و دلایل آن‌ها را از سایر بخش‌های پرونده (مانند دستورات پزشک و برگه ثبت دارو) فراخوانی کرده و در بخش مربوطه قرار می‌دهد.  
    • متوسط: طراحی مجدد فرآیند ترخیص به گونه‌ای که الزاماً خلاصه پرونده قبل از ارسال نهایی توسط یک داروساز بالینی بازبینی و تأیید شود.
  • برای خطاهای MAR:
    • قوی: پیاده‌سازی کامل سیستم اسکن بارکد دارو و مچ‌بند بیمار (BCMA) که قبل از تجویز هر دارو، هویت بیمار، نوع دارو و دوز صحیح را به صورت الکترونیکی تأیید می‌کند.
    • متوسط: استانداردسازی برچسب‌گذاری داروها در داروخانه و بخش‌ها و حذف داروهای با اسامی یا بسته‌بندی مشابه (Look-Alike, Sound-Alike) از انبار بخش‌ها.
  • برای عدم ثبت رضایت آگاهانه:
    • قوی: یکپارچه‌سازی فرآیند رضایت آگاهانه با سیستم برنامه‌ریزی اتاق عمل، به طوری که امکان زمان‌بندی عمل جراحی بدون تکمیل و امضای فرم الکترونیکی رضایت‌نامه در پرونده بیمار وجود نداشته باشد.
    • متوسط: افزودن یک مرحله تأیید (“Time-Out”) به چک‌لیست ایمنی جراحی که در آن، پرستار اتاق عمل موظف است وجود و صحت فرم رضایت آگاهانه را قبل از شروع عمل تأیید کند.
  • برای خطاهای کپی-پیست:
    • قوی: پیکربندی سیستم EHR به گونه‌ای که قابلیت کپی-پیست برای بخش‌های حیاتی شرح حال (مانند تاریخچه بیماری فعلی یا شکایت اصلی) غیرفعال شود، یا متون کپی شده به صورت واضح (مثلاً با رنگ یا فونت متفاوت) مشخص شوند تا بازبینی آن‌ها الزامی گردد.  
    • متوسط: برگزاری کارگاه‌های آموزشی عملی برای پزشکان با استفاده از مثال‌های واقعی از خطاهای ناشی از کپی-پیست و آموزش نحوه استفاده صحیح از الگوها و عبارات هوشمند (Smart Phrases).  
  • برای عدم ثبت تغییر وضعیت بیمار:
    • قوی: پیاده‌سازی سیستم‌های هشدار زودهنگام (Early Warning Systems) در EHR که بر اساس تغییرات در علائم حیاتی ثبت‌شده، به طور خودکار نمره‌دهی کرده و در صورت عبور از یک آستانه خطر، به پرستاران و تیم واکنش سریع هشدار می‌دهند.
    • متوسط: پیاده‌سازی و آموزش گسترده پروتکل ارتباطی ساختاریافته SBAR برای گزارش تغییر وضعیت بیمار به پزشک، تا اطمینان حاصل شود که اطلاعات حیاتی به صورت کامل و واضح منتقل می‌شود.  

۵.۳. تدوین برنامه اقدام (Action Plan)

تمام اقدامات اصلاحی توافق شده باید در یک برنامه اقدام رسمی و مکتوب مستند شوند. این برنامه، نتایج تحلیل را به یک نقشه راه عملیاتی، قابل پیگیری و همراه با مسئولیت‌پذیری تبدیل می‌کند.  

جدول ۲: الگوی برنامه اقدام اصلاحی RCA

جدول زیر یک ساختار پیشنهادی برای برنامه اقدام ارائه می‌دهد. این ابزار مدیریتی به رهبر تیم و حامیان پروژه کمک می‌کند تا پیشرفت را رصد کرده، موانع را شناسایی و از اجرای کامل راه‌حل‌ها اطمینان حاصل کنند.

علت ریشه‌ای شناسایی شدهاقدام اصلاحی پیشنهادینوع اقدام (قوی/متوسط/ضعیف)مالک اقدام (فرد/بخش مسئول)زمان‌بندی اجرامعیار موفقیت (KPI)
فقدان ساختار حاکمیتی برای EHRتشکیل کمیته راهبری EHR با حضور نمایندگان بالینی، IT و ایمنی بیمارمتوسطمعاون درمانتا پایان فصل جاریتدوین و تصویب منشور و برنامه جلسات کمیته
عدم وجود فیلد اجباری غلظت دارو در EHRاجباری کردن فیلد غلظت برای ۵۰ داروی پرخطر در سیستم EHRقویواحد IT با همکاری کمیته دارو و درمانظرف ۲ ماهکاهش ۹۵ درصدی در ثبت دستورات دارویی فاقد غلظت برای داروهای هدف
عدم مشارکت داروساز در فرآیند ترخیصطراحی و اجرای پایلوت فرآیند ترخیص با محوریت داروساز در بخش قلبمتوسطمدیر پرستاری و رئیس بخش داروسازیظرف ۳ ماه۱۰۰% از خلاصه‌های ترخیص بیماران پرخطر در بخش پایلوت توسط داروساز بازبینی شوند
طراحی نامناسب رابط کاربری EHR برای خلاصه ترخیصبازطراحی رابط کاربری با همکاری گروهی از پزشکان و متخصصان UXقویواحد ITظرف ۶ ماهکاهش ۲۰ درصدی در میانگین زمان صرف شده برای تکمیل خلاصه ترخیص

بخش ۶: پایداری نتایج: پایش، استانداردسازی و فرهنگ بهبود مستمر

موفقیت یک پروژه RCA تنها با اجرای اقدامات اصلاحی سنجیده نمی‌شود، بلکه با پایداری نتایج و جلوگیری از بازگشت مشکلات در بلندمدت ارزیابی می‌گردد. این بخش بر سه رکن اصلی برای نهادینه کردن تغییرات تمرکز دارد.

۶.۱. اندازه‌گیری موفقیت: تعریف و پایش شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPIs)

برای اطمینان از اثربخشی اقدامات اصلاحی و توجیه سرمایه‌گذاری‌های انجام شده، باید نتایج به طور مداوم و عینی اندازه‌گیری شوند. انتخاب KPIهای مناسب، حیاتی است.  

KPIهای مرتبط با کیفیت مستندسازی:

  • نرخ دقت مستندسازی (Documentation Accuracy Rate): درصد پرونده‌هایی که در ممیزی‌های تصادفی، از نظر کامل بودن و دقت مطابق با استانداردها تشخیص داده می‌شوند. این می‌تواند با استفاده از ابزارهای معتبری مانند Physician Documentation Quality Instrument (PDQI-9) اندازه‌گیری شود.  
  • نرخ پاسخ به پرس‌وجوهای CDI (Query Response Rate): کاهش تعداد پرس‌وجوها و افزایش سرعت و کیفیت پاسخ پزشکان، نشان‌دهنده بهبود شفافیت مستندات در منبع است.  
  • شاخص ترکیبی مورد (Case Mix Index – CMI): افزایش پایدار CMI (با در نظر گرفتن جمعیت بیماران) می‌تواند نشان‌دهنده ثبت دقیق‌تر و کامل‌تر بیماری‌های همراه (Comorbidities) و پیچیدگی وضعیت بیمار باشد.  
  • نرخ رد شدن صورتحساب‌ها به دلیل مستندسازی (Denial Rate): این KPI به طور مستقیم موفقیت مالی پروژه را نشان می‌دهد و باید به طور مداوم پایش شود.  

KPIهای مرتبط با نتایج بالینی و فرآیندی:

  • نرخ پذیرش مجدد ۳۰ روزه (۳۰-Day Readmission Rate): بهبود کیفیت خلاصه ترخیص و هماهنگی مراقبت‌های پس از ترخیص می‌تواند به کاهش این نرخ حیاتی کمک کند.  
  • نرخ حوادث دارویی نامطلوب (Adverse Drug Events – ADEs): بهبود مستندات MAR و فرآیندهای تجویز دارو باید منجر به کاهش قابل توجه ADEs شود.  
  • زمان چرخه مستندسازی (Documentation Cycle Time): میانگین زمان از لحظه ویزیت بیمار یا انجام یک اقدام تا تکمیل و امضای نهایی مستندات مربوطه در پرونده.

انتخاب KPIها خود یک پیام استراتژیک به سازمان ارسال می‌کند. اگر KPI اصلی یک تیم، صرفاً “تأثیر مالی پرس‌وجوها” باشد، تیم بر روی مواردی تمرکز می‌کند که بازده مالی سریع دارند. اما اگر KPI به سمت “نرخ دقت و کامل بودن شرح حال” تغییر کند، رفتار تیم و پزشکان به سمت بهبود کیفیت ذاتی مستندات هدایت می‌شود، حتی اگر تأثیر مالی آنی نداشته باشد. در نهایت، بهبود کیفیت به نتایج مالی بهتر و پایدارتر منجر خواهد شد.  

۶.۲. استانداردسازی فرآیندهای جدید

پس از اینکه اثربخشی یک اقدام اصلاحی در یک بخش پایلوت (آزمایشی) به اثبات رسید ، باید آن را در کل سازمان استانداردسازی و گسترش داد تا از مزایای آن در مقیاس بزرگ بهره‌برداری شود.  

اقدامات استانداردسازی:

  • به‌روزرسانی سیاست‌ها و رویه‌ها: فرآیندهای جدید و بهبود یافته باید به طور رسمی در کتابچه راهنمای سیاست‌ها و رویه‌های بیمارستان مستند شوند.
  • آموزش و توانمندسازی کارکنان: برگزاری دوره‌های آموزشی رسمی و عملی برای تمام کارکنان جدید و فعلی در مورد فرآیندهای بهبود یافته، ابزارهای جدید (مانند SBAR) و تغییرات اعمال شده در سیستم EHR.  
  • یکپارچه‌سازی با سیستم‌های موجود: اطمینان از اینکه تغییرات در الگوهای EHR، چک‌لیست‌ها و قوانین اعتبارسنجی به صورت دائمی و در سطح کل سیستم پیاده‌سازی شده‌اند.

۶.۳. ایجاد فرهنگ ایمنی و یادگیری سازمانی

هدف نهایی، فراتر از حل ۵ خطای شناسایی شده است. هدف، ایجاد یک “سازمان یادگیرنده” است که در آن، شناسایی و حل مشکلات به بخشی از کار روزمره همه افراد تبدیل می‌شود.  

ارکان فرهنگ بهبود مستمر:

  • رهبری حامی: مدیران ارشد باید به طور فعال از فرآیندهای بهبود حمایت کرده، منابع لازم را تخصیص دهند و خود در این فرآیندها مشارکت کنند.  
  • گزارش‌دهی بدون سرزنش (Non-Punitive Reporting): باید محیطی امن ایجاد شود که در آن کارکنان برای گزارش خطاها و به ویژه “نزدیک به خطاها” (Near Misses) تشویق شوند، نه تنبیه. این گزارش‌ها داده‌های ارزشمندی برای تحلیل‌های پیشگیرانه آینده هستند.  
  • به اشتراک‌گذاری آموخته‌ها: نتایج تحلیل‌های RCA و داستان‌های موفقیت باید به طور شفاف و گسترده با تمام کارکنان به اشتراک گذاشته شود تا از تکرار خطاها در سایر بخش‌ها جلوگیری شده و یادگیری در سراسر سازمان منتشر شود.  
  • توانمندسازی کارکنان خط مقدم: تشویق و توانمندسازی کارکنانی که مستقیماً با فرآیندها درگیر هستند برای شناسایی مشکلات و پیشنهاد راه‌حل‌ها. این همان اصل “احترام به افراد” در مدیریت ناب است که دانش و تجربه آن‌ها را به عنوان بزرگترین دارایی سازمان به رسمیت می‌شناسد.  

در نهایت، این رویکرد یک چرخه فضیلت (Virtuous Cycle) ایجاد می‌کند. فرآیندی که با هدف کاهش کسورات مالی آغاز شد، به طور طبیعی به شناسایی و اصلاح فرآیندهای کاری معیوبی منجر می‌شود که ایمنی بیمار را نیز به خطر می‌اندازند. اقدامات اصلاحی که برای بهبود ایمنی طراحی می‌شوند (مانند BCMA یا بازبینی دارویی توسط داروساز)، به طور مستقیم منجر به مستنداتی دقیق‌تر و کامل‌تر می‌شوند. این مستندات باکیفیت، به نوبه خود، کدگذاری دقیق‌تر، کاهش رد شدن صورتحساب‌ها و در نتیجه، کاهش کسورات مالی را به همراه دارند. این نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاری در ایمنی بیمار، نه تنها یک الزام اخلاقی و بالینی، بلکه یکی از مؤثرترین استراتژی‌ها برای بهبود عملکرد مالی پایدار بیمارستان است. این دو هدف، رقیب یکدیگر نیستند، بلکه دو روی یک سکه هستند و این دیدگاه به مدیران کمک می‌کند تا پروژه‌های ایمنی را به عنوان یک سرمایه‌گذاری استراتژیک توجیه کنند، نه فقط یک هزینه.


بیشتر از بیشینه سازان درآمد سلامت کشف کنید

برای دریافت آخرین پست‌ها به ایمیل خود مشترک شوید

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *